آیا ممکن است Dispo دوباره باعث سرگرمی رسانه های اجتماعی شود؟

هنوز اولین اینستاگرامم را به یاد دارم. از نظر عینی وحشتناک بود – من آن را نیمه دروازه دروازه دانشگاه کالج در سال 2011 گرفتم. دو نفر از دوستانم خود را در یک کولر نگه داشتند. من متوجه شدم که آنها هر دو شلوار جین و مکالمه های مشکی پوشیده اند ، چیزی که فکر کردم در 19 سالگی است فوق العاده باحال و هنرمند “همانجا بمان!” وقتی عکس خارج از مرکز پاهای آنها را می گرفتم ، داد زدم. من آن را همان موقع و در حساب تازه ایجاد شده خود ، @ ejtay بارگذاری کردم. (حتی در همان روزهای ابتدایی اینستاگرام ، نام خانوادگی فوق العاده رایج من موجود نبود.) عنوان “کفش کفش کفش” عنوان من بود – با سر تکان دادن ، فیلم YouTube “کفش” را تکان می دهم – و فیلتر من انتخاب Lo-fi بود. به خاطر نمی آورم که چقدر لایک گرفته است ، چون در آن زمان ، من حساب نمی کردم.

من آن را در سال 2016 حذف کردم. این همان سالی بود که تصمیم گرفتم تمام اینستاگرام های من متناسب با من باشد مارک شخصی. حالا ، من نمی دانستم چه مارکی شخصی ام است بود، اما عکس کفشهای گل آلود ، تصمیم گرفتم ، اینطور نیست. تصویری از بیگل دوران کودکی محبوب من یا یک کروکوس بنفش که در دویدن بعد از ظهر دیده بودم ، نبود. (با خوشرویی نوشتم: “بهار پدید آمد!”) با چند کلیک ، آنها برای همیشه از صفحه من ناپدید شدند.

پنج سال بعد دلم برایشان تنگ شده است. خوب ، شاید خود عکسها نباشند. منظورم این است که اشباع عکس سگم را آنقدر بالا بردم که خز قهوه ای اش نارنجی شد. اما آنچه را که آنها نمایندگی می کردند از دست می دهم: دورانی که من رویکردی گاه به گاه و مراقب مراقب رسانه های اجتماعی داشتم. جایی که من واقعاً آن را در نظر گرفتم ، خوب ، سرگرم کننده.

من Dispo را در 13 فوریه بارگیری کردم. در همان شب ، من چند دوست داشتم که در پاسیوی خودم برای نوشیدنی بودند. چیز خاصی نبود – من دو بطری گل رز ، یک بشقاب پنیر ، چیپس و گوآکامول گذاشتم که حتی به زحمت نمی توانستم از ظرف بیرون بیایم – اما مشتاقانه برنامه را جدا کردم. “از چه چیزی عکس می گیری؟” یکی از دوستان پرسید. “من واقعاً نمی توانم بگویم!” من جواب دادم

کل شب ، احساس سبکی و هوایی زیادی داشتم. در ابتدا نمی توانستم دقیقاً دلیل آن را مشخص کنم. اما بعد فهمیدم: مدتی بود که برای اولین بار احساس می کردم نیازی به گرفتن عکسهای “عالی” از شبانه رسانه های اجتماعی ندارم – و اگر این کار را نکردم یک شکست شخصی بود.

صبح روز بعد ، ساعت 9 صبح ، Dispos من برای مشاهده در دسترس بود. برخی از کلونکرها وجود داشت: افراد تار ، دید بسیار تاریک ، چهره هایی که از راه دور از نزدیک گرفته شده اند. اما بقیه صریح ، خراشیده و از نظر من عالی بودند.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>