“از زن و نمک” گابریلا گارسیا داستان استاندارد و مهاجر احساسی شما نیست

اینکه کوبایی ها در میان مهاجران لاتینکس و حتی خودشان مناسب یا مناسب نیستند ، یک موضوع تکراری است. برخی از گویندگان اخبار از میزان بلوک محافظه کار کوبا در شب انتخابات 2020 غافلگیر شدند ، اما گارسیا مستقیماً برای آنها نامه نوشت. کارمن ، کاراکتر وی ، با “برخی دیگر از کوبایی های هم سن و سال او که جملاتی از این دست را گفتند ، مخالف است بود گارسیا همچنین به نژادپرستی فراگیر و رنگ گرایی در جامعه لاتینکس می پردازد ، با مادر کارمن ، دولورس ، در کوبای امروزی ، با گستاخی به همسایه می گوید: “شما نمی توانید به مردان سیاه اعتماد کنید. ” ژانت تقریباً از کافه خود خفه می شود ، و از نژادپرستی آشکار مادربزرگش ناراحت است. اما هیچ چیز ساده نیست. همانطور که گارسیا می نویسد: “اینطور نیست که کوبایی های سیاه در میامی ، جایی که نژادپرستی مودبانه و آرام است ، وضعیت بهتری دارند. این در واقع در میامی ، کوبایی مترادف با رنگ سفید است. “

گارسیا ، حتی در میان کوبایی های با سن و کلاس متفاوت ، می گوید: “من فکر می کنم که تمام افراد کم شده فقط به طور خودکار همبستگی را پیدا می کنند.” اکنون در میان بازداشت شدگان در مرز

گارسیا ماهرانه بسیاری از افسانه های مربوط به زنان و خانواده های مهاجر را از بین می برد. “این چیزیه که تو فکر میکنی؟” گلوریا به دخترش آنا ضربه محکم و ناگهانی می زند. “اینکه من قرار است همه چیز را فدای تو کنم؟” تخیل یک کوبای کمونیست عاشقانه ، با ماشین های کلاسیک که در خیابان ها صف کشیده اند ، همین است: خیالی برای گردشگران آمریکایی. پسر عموی کوبایی ژانت در مورد فروش سوغاتی می گوید: “آنها دوست دارند بشنوند که چقدر سخت است.” دولورس ، مانند برخی از بستگان من ، از سیستم حاکمیت خوشحال است. در یکی از از زنان و نمک در ساکت ترین لحظات قوی ، میدلیس پسر عموی خود ژانت را متهم می کند که تمایلی به کمک به او برای آمدن به ایالات متحده ندارد ژانت ، یک معتاد در حال بهبودی که به سختی می تواند در میامی زندگی خود را تأمین کند ، مجبور است خودش را از گفتن پسر عموی خود متوقف کند که کوبا ، برای مقایسه ، “بد نیست”.

این افسانه وجود دارد ، برای کودکان مهاجر کوبایی مانند ژانت – و من – که سفر به جزیره یک تجربه عمیق و تغییر دهنده زندگی است ، و بخشی از ناشناخته و دفن شده خود را روشن می کند. گارسیا به من گفت: “شما این ارتباط عمیق را با مکانی احساس می کنید که مال شما نیست و نیست.” بعد از خواندن از زنان و نمک ، من انتظارات را مدیریت می کنم ژانت در اولین بازدید خود فکر می کند: “من فکر می کردم کوبا می تواند نوعی بافت پیوندی باشد.” “در اینجا معنایی وجود ندارد. فقط س questionsالات. “

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>