اکنون جورج فلوید عدالت قانونی دارد. پس چرا من هنوز احساس چنین توخالی دارم؟

چند بار مرگ جورج فلوید را تماشا کرده اید؟ فیلم او را زیر زانوی یک افسر پلیس مشاهده کرد و گفت که نمی تواند نفس بکشد ، با ناامیدی مادرش را صدا می کند ، بالاخره به بیهوشی می افتد؟ ما شاهد مرگ فلوید در ماه مه گذشته بودیم و این افتضاح بود. هنوز افتضاح است. همه ما قبلاً بی رحمی پلیس را دیده ایم ، ما مجموعه ای از خشونت های بدن-طب مکمل را جمع کرده ایم ، به دلیل اینکه ما غرق تصاویر سیاه بدن از درد هستیم ، تسلیم یک جریان بی پایان از تجاوزات کلان می شویم ، به طرز وحشتناکی از حساسیت خارج می شویم. مردان جوان “به طور تصادفی” به جای مضراب شلیک کردند. زنان جوانی که در حملات دسته جمعی کشته شدند.

اما مرگ جورج مثل بقیه نبود. گیر کرد فکر می کنم جسارت افسر پلیس متخلف بود که ما را لرزاند. اعصاب آدم کشی جلوی چشمان ماست. سرسختی ، بی امان و عدم تمایل وی برای کاهش فشار بر گردن فلوید بود که مانع ما شد. آرامش او در برابر وحشت جورج. خیلی بی احساس بود. خیلی بی عاطفه بود. در 9 دقیقه و 29 ثانیه ای که جورج فلوید دچار خفگی شد ، همه چیز تغییر کرد. این احساس می کرد که کل دنیا قرمز را می بیند. کافی بود

تابستان گذشته یک حساب بود. احساس می کردم هر روز خبرمایه خود را باز می کنم تا با بدترین و خشن ترین ویدیویی که دیده ام مبارزه کنم. شاهد وحشیگری پلیس در راهپیمایی های علیه خشونت پلیس احساس وحشیانه کرد. من مانند بسیاری از خارج از ایالت ها احساس خوبی داشتم که آفریقایی آمریکایی ها و متحدان آنها برای همه ما کار می کنند. بله ، Black Lives Matter در تلاش برای به چالش کشیدن و تغییر نظامی آمریکایی بود که خشونت را تداوم می بخشد و کشتار را بهانه می کند ، اما همچنین در ساده ترین اصطلاحات خود خواستار برابری ، انسانیت بود.

این هفته عجیب ترین معمای همه ما بود: تماشای کشته شدن یک مرد و تعجب اینکه آیا قاتل محکوم خواهد شد یا خیر ، آیا عدالت همانطور که می دانیم اجرا می شود یا از افسر محافظت می شود. دفاعیات در پرونده فلوید روایتی از یک وضعیت سلامتی زمینه ای را ارائه داد که مسئله اصلی زانوی یک پلیس روی لوله تنفس او را لغو می کند. در برابر آن ویدیوی افتضاح و افتضاح احساس ضعف کرد. ما تماشا کردیم ، منتظر ماندیم ، هیئت منصفه برای مدت طولانی بیرون نبود. اپرا کاملا درست متشکرم هر عضو هیئت منصفی که به اتفاق آرا سه فقره مجرمیت را بازگرداند: قتل درجه دو ، قتل درجه سوم و قتل قتل.

علی رغم احساس حداقل قانونی ، مقصر ، مقصر ، مقصر از نظر عینی خوب است. اتفاق خوبی که بعد از ماه ها اتفاقات فوق العاده بد در یک سیستم بد رخ داده است. حداقل از نظر قانونی عدالت محقق شده است. و گرچه فکر نمی کنم در احساس کمی توخالی ، کمی ناآرامی ، کمی ناتوان ، مجرم تنها باشم است رفتن به زندان برای جنایاتی که مرتکب شد ، او است قانونی پاسخگو با صدور حکم صدور حکم ، می خواستم از چشمانش بالاتر از نقاب خود بیاورم ، اما چیزی ندیدم. هیچ چیزی. من از پسری که این کار را با جورج فلوید کرد نام نمی برم زیرا این بزرگتر از او است. او بخشی از یک سیستم پوسیده است که نیاز به تریاژ دارد. گناه حقوقی او اولین قدم در راه طولانی رسیدن به عدالت واقعی است. من تشخیص می دهم مقصر ، مقصر ، مقصر حکم یک کمک باند برای نابرابری سیستمی نیست ، اما مقصر ، مقصر ، مقصر پیام روشنی می فرستد: آمریکا این را تحمل نخواهد کرد.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>