اگر در عصر قبل از شیوع همه چیز را ترک کنیم چه می کنیم؟

بیماری همه گیر COVID-19 به هیچ وجه تمام نشده است ، اما هر روز تعداد بیشتری از افراد واکسینه می شوند ، تقریباً 17 درصد از جمعیت ایالات متحده هر دو دوز را دریافت کرده اند. همراه با این خبر که بعید است افراد واکسینه شده COVID-19 را حمل یا پخش کنند ، برخی از گروه های دوست واکسینه شده شروع به بازگشت به چیزی تقریباً “طبیعی” می کنند.

من خیلی خوشحالم که می توانم دوباره با دوستانم در خانه جمع شوم ، اما وقتی یکی از آنها صبحانه ای را به عید پاک در آپارتمانش پیشنهاد داد ، من مخالفت کردم. نه به دلیل مفهوم مذهبی – من یهودی هستم ، اما دوست دارم هر تعطیلات غذا محور را جشن بگیرم – یا استرس دوباره معاشرت را داشته باشم ، اما فقط به این دلیل که کلمه “برانچ” بلافاصله ترس را به قلب من وارد کرد. بیش از یک سال است که من به یک رستوران خسته کننده و پر جمعیت برای خوردن املت های لاستیکی و میموزهای اجباری “بی ته” ریز شده ام ، و صادقانه بگویم … آن را از دست نمی دهم.

در حالی که من می خواستم هر چیزی را به جادوگری به جامعه قبل از COVID بازگردانم ، بدون شک دوران جدید ما خواستار بررسی مجدد هنجارهای اجتماعی خواهد شد. نمی توانم تصور کنم که هرگز دوباره بدون ماسک سوار قطار مملو از مترو بشوم (یا حداقل برای مدت زمان طولانی) ، و این ایده را داشته باشم که تا ساعت 4 صبح راهی را که برای پر کردن ترس از من ساخته شده بیرون بمانم. من امیدوارم که برخی از اضطراب جمعیت من و من کاهش یابد لذت زندگی بازگشت به عنوان تهدید همه گیر کاهش می یابد. اما مواردی وجود دارد که من بیش از همه خوشحالم که آنها را برای همیشه کنار می گذارم و در صف انتظار می کشم (در خط! بی احترامی!) برای سیب زمینی و تخم مرغ که می توانستم در خانه درست کنم قطعاً یکی از آنهاست.

من از اولین یا تنها کسی که از صبحانه متنفر است فاصله دارم. خود آنتونی بوردین آن را “روشی وحشتناک و بدبینانه برای تخلیه مواد باقیمانده و شارژ سه برابر بیشتر از مبلغی که معمولاً برای صبحانه شارژ می کنید” خواند و بسیاری از آشپزها به عنوان آخرین چاره از غذای سبک استفاده می کنند. (به عنوان یک کارمند سابق یک رستوران غذاهای دریایی با غذای مخصوص آخر هفته ، می توانم تأیید کنم که هیچ چیز بزرگسالان بروکلین را سریعتر به فکر کودکان نوپا و جیغ نمی زند تا اینکه فکر کنند ممکن است نتوانند از وافل و ماری های خونین خود در یک میز بیرونی لذت ببرند.)

در اوایل سال 2014 و همینطور داستان هایی در مورد نفرت از صبحانه نوشته شده است 30 سنگ شوخی در مورد این پدیده در سال 2012 ، و من کاملا تصدیق می کنم که نفرت انگیز از صبحانه – یا هر چیز دیگری ، در واقع یک شخصیت نیست. با این حال ، بازگشت آزمایشی تقویم اجتماعی من را مجبور می کند که چیزی را که هرگز فکر نمی کردم دیگر لازم باشد بگویم ، دوباره بیان کنم: من نمی خواهم قبل از 11 برای یک وعده غذایی بلند شوم. همیشه. مخصوصاً وقتی راه حل کاملاً روشن است – فقط ناهار را بخورید! این همه لذت و معاشرت میان وعده ، منهای مسابقه عجله و میز و بدبختی های گاه به گاه ناشی از خماری است.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>