این خانواده اواکساکان در حال شکستن قالب یک سنت شمع سازی چند قرن است

برای چهار نسل ، بوی غنی از عسل و سوزاندن چوب خیابان آرام شهر Teotitlán del Valle در Oaxacan را که Casa Viviana در آن قرار دارد پر کرده است. در پشت یک ساختمان جلوی آجری متوسط ​​، Doña Viviana Alávez رئیس ایالتی است که ریاست ساخت شمع های ظریف و موم زنبور عسل را بر عهده دارد که دهکده مکزیک به آن مشهور است. در 74 سالگی ، Doña Viviana هم دنباله رو است و هم نگهبان این سنت صنعتگری بی انتها است که ریشه در یک مراسم عروسی باستانی دارد.

در نخستین روزهای این جامعه کوچک ، زاپوتک ، که بنیانگذاری آن در قرن پانزدهم قبل از ورود اسپانیایی ها به مکزیک بود ، زوج های جوان با یکدیگر مخفیانه دیدار می کردند. اگر خانواده ای مسابقه دختر خود را تأیید نمی کرد ، غیر معمول نبود که دامادی با عروس انتخابی خود “بدزدد” ، این فقط برای زن و شوهر بود که بعداً با یک عمل تحقیرآمیز عملی بازگشت. (تقاضای بخشش راحتتر از درخواست اجازه است.) عاشقان جوان مجهز به هدایای خانواده عروس و همراهی با یک پیرمرد شهر که مایل به صلح است ، صفوف بزرگی از خانواده و دوستان را به آستان درب منزل هدایت می کنند. پدر و مادر عروس ، با هرکسی که یکی از این شمع های خیره کننده و رنگارنگ را به همراه دارد. گرچه این روش کمرنگ شده است ، اما سنت تشریفاتی چند صد ساله همچنان پابرجا مانده است. بی بیانا هرناندز مندوزا ، نوه Doña Viviana ، به من اطمینان داد: “معنی و نماد بزرگ شمع ها از بین نرفته است.” شمع ها به عنوان “شمع های پوسته سنتی ،“برای شکل های تزئینی آنها از پوسته الهام گرفته شده است. هرناندز مندوزا توضیح داد: “آنها بخشی از نماد بزرگ سعادت و فراوانی زوج جدید هستند.”

Doña Viviana اولین بار را ایجاد کرد کشتیرانی در هشت سالگی ، با استفاده از قالب هایی که مادربزرگ قبل از مادرش از مادرش به ارث برده بود. دونا ویویانا در جوانی یتیم شد و تمام دوران کودکی خود را در کنار مادربزرگ گذراند. ذوب و رنگ آمیزی موم ، ریختن آن در قالب های چوبی ، خنک کردن قالب ها با آب ، کامل کردن کار او. کیفیت همیشه یک نیروی محرکه برای Doña Viviana بود. در سالهای آینده ، او می دید که خودش ، بعنوان یک هنرمند و یک کارآفرین ، مسیر شخصی خود را ، که بعضاً بحث برانگیز است ، می پیماید.

از نظر تاریخی ، خانواده های شمع ساز از نظر مالی برای کار خود جبران نمی شدند ، در عوض با یک سیستم مبادله ای که در آن آنها شمع ها را برای کلیسای کاتولیک در ازای غذا تهیه می کردند ، زنده ماندند. این سیستم بسیاری از شمعدان سازان را فقیر کرد. برخی به سادگی تجارت را رها کردند. در دهه 1970 ، همسر Doña Viviana بیمار شد و او تنها توانست دو پسر و دخترش را بزرگ کند. ضرورت او را ترغیب به سنت گریزی کرد: او برای شمع های خیره کننده خود در خارج از کلیسا و فراتر از مرزهای روستای آنها ، در سایر مناطق اوخاکا ، بازاری پیدا می کرد. پسرش خوزه هرناندز آلاوز به یاد می آورد: “او تنها منبع درآمد و تنها راه برای پیشبرد خانواده ما بود.” “در زمان های قدیم در جامعه شمع سازی ، زنان کار هنری می کردند ، اما کارها توسط مردان اداره می شد. به همین دلیل ، Doña Viviana به دلیل جسارت ابراز عقاید و تجارت آثارش حتی بیشتر حاشیه ساز شد. “

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>