با دنزیل پاتریک ، یک استارت آپ پایدار لباس مردانه با الهام از فرهنگ کالیدوسکوپی لندن آشنا شوید

عکس: Arthur J Comely / مجوز از دنزیلپاتریک

طراح Daniel Gayle در استودیوهای Jonathan Saunders ، Philip Lim و اخیراً Kenzo کار کرده است. طولانی ترین دوره خدمت وی ​​اما در ویکتوریا بکهام بود که شش سال را در آنجا گذراند. بنابراین هنگامی که خبر رسید که این خلاق سابق رادار گریز ، جهشی برای راه اندازی برچسب خود ، دنزیل پاتریک (Denzilpatrick) است ، منطقی بود که با کارفرمای باسابقه خود در این مورد شرکت کند.

بکهام در نامه ای الکترونیکی نوشت: “من به خاطر می آورم که وقتی با دانیل کار می کردم بسیار دوست داشتنی بودم. او یک فرد دوست داشتنی همه جانبه است. استعداد و اشتیاق او به مد درخشید – و او همیشه مرا می خنداند! من خیلی خوشحالم که می شنوم او مجموعه خودش را راه اندازی می کند. او سزاوار هر موفقیتی است که بر سر راه او قرار گیرد. “

برچسب جدید گیل که امروز راه اندازی می شود ، به نام پدربزرگهای طراح 38 ساله ، دنزیل و پاتریک نامگذاری شده است. هر دو به ترتیب از جامائیکا و ایرلند به لندن مهاجرت کردند. پارچه متنوع هویت خود گیل به عنوان یک نقطه شروع برای توجه بیشتر وی به فرهنگ کالیدوسکوپی لندن از طریق لباس عمل می کند. خود لباس ها نیز دارای سابقه هستند. بسیاری از آنها از مواد قبلی مد شده اند.

قطعات برجسته این قسمت اول شامل پارچه های تزیینی ساخته شده از ترمه بازیافتی ، تریکوهای آران ایرلندی با دست رنگ شده ، ژاکت کش باف پشمی بافته شده از پشم بالادست بالابر ، پارکی با الهام از مد در نایلون بازیافتی و برخی شلوارهای تند و زننده است. در لحظه ای که احساس می شود همزمان یک شجاعت وحشیانه و به طور بالقوه نامتناسب برای شروع یک کار تازه احساس می شود ، ما با گیل همراه شدیم تا بخشی از داستان پشت دنزیلپاتریک را بشنویم.

لوک لیچ: بنابراین شما یک مرد لندن جنوبی در پکام هستید. آیا آن جایی است که پدربزرگ های شما هم زندگی می کردند؟

دانیل گیل: خوب من در کنار مادر آنها در Brixton بودند و در کنار پدر من همیشه در Peckham بودند. دنزیل ، در کنار پدر من ، در سال 1954 از جامائیکا آمد و من فکر می کنم ، پاتریک با نان من در سال 1956 از ایرلند آمد. سپس مادر من به مدرسه رفتن در پکام ختم شد و با پدرم ملاقات کرد و بقیه تاریخ است: از آن زمان اینجا بوده ام!

نامگذاری برچسب به نام دنزیل و پاتریک باعث می شود تا این دو مورد کاملاً شخصی باشد اما با استفاده نکردن از نام خود شما را از خط اصلی شلیک باز می دارد – چرا این کار را کرده اید؟

اگر من کاملاً با شما صادق باشم ، واقعاً از دیدن اسمم در آنجا ناراحت بودم! این روش کاملاً خوبی بود که تقریباً از من جدا شود ، حتی اگر باشد کاملا در مورد من ، تاریخ من ، و خانواده ام. من مجرای این ایده ها هستم ، اما این مربوط به نفس من نیست. این در مورد کاوش در فضا و همه چیزهایی است که از طریق من به هم متصل می شوند. استفاده از این نام باعث می شود هر از گاهی خیال پردازی بیشتری داشته باشد. به عنوان مثال ، اولین مجموعه این ایده دیدار دو نوه من در دهه 70 و جابجایی لباس است. وقتی ما به جلو می رویم ، می توانید این نوع سناریوهای نظری فانتزی را که لزوماً مربوط به من نیستند ، اما در حقیقت از طریق ذات من به وجود می آیند ، ادامه دهید.

پدربزرگهایتان با هم کنار آمدند؟

نه نه! خیلی جالب بود! آنها بسیار متفاوت از مردان بودند. دنزیل مردی آزاد جریان و ساکسیفون بازی می کرد ، واقعاً خلاق بود. پاتریک در کنار مادر من ، او در نیروی دریایی بود و کارهای رسمی و سخت تری را انجام می داد. اما ما در حال صحبت با لندن در دهه 1950 ، اوایل دهه 1960 هستیم. یکی از ایرلند بود ، و دیگری شخص جامائیکایی ، پوست تیره ، بنابراین هر دو باید از تعصب استفاده کنند. از آنچه پدرم به من می گوید ، نقطه مشترکی بود که آنها در مورد یک گینس گینس پیدا کردند ، چیزی که آنها را به هم متصل می کرد.

پدربزرگ های شما بخشی از موادی هستند که شما را به وجود می آورند: چگونه می توان مواد تشکیل دهنده مجموعه ای را که به نام آنها نامگذاری شده است پیدا کرد؟

واقعاً به سه قسمت تقسیم می شود. اول حیوانات مرده است. برخی از کارخانه هایی که در این سالها در ایتالیا با آنها کار کرده ام برای در دسترس قرار دادن مواد با یکدیگر ارتباط داشته اند. من فکر می کنم از طرف آنها صرفاً به این دلیل بود که آنها فقط همه این موارد را ذخیره می کنند که هیچ فایده ای برای آنها ندارد. برای طراحان کوچکتر مانند خودم ، ما می توانیم همه این موارد را جمع کنیم. ما می توانیم از 50 متر تا 5000 متر پارچه خاص و رنگ خاصی بدست آوریم.

در جاهایی که ما از پارچه هایی بکر استفاده می کنم ، که این فصل فقط پیراهن و نخ است ، از پرتغال تهیه می شود و دارای مجوز است. این یک پارچه بکر است ، اما ما قادر به ردیابی آن در مزرعه هستیم. سپس یک نایلون قابل بازیافت و قابل بازیافت نیز داریم که من با آن کار می کنم ، از یک تامین کننده در Biella.

همانطور که مجموعه را توسعه دادیم ، متوجه شدم که کار با این روش بدین معناست که ما قادر نخواهیم بود تا آنجا که می توانیم تولید کنیم. من فکر کردم که این یک چیز خوب بود ، می دانید ، ما می خواستیم آن را کوچک نگه داریم و در مورد اعداد صادق باشیم. به نظر من حتی منحصر به فرد بودن قطعات به همین دلیل می تواند جالب تر باشد ، زیرا مردم چیزهای خاص می خرند. این مرا به یاد آغاز ویکتوریا انداخت [Beckham’s collection] کمی؛ در همان ابتدای کار ، ما فقط تعداد مشخصی لباس درست کردیم و هرکدام از آنها تعدادی لباس داشتند.

شما از ابتدا با VB بودید؟

همان ابتدای کار! چیزی که من از این تجربه برداشت کردم این است که اگرچه مشتری متفاوتی است ، اما این تمایل به محدودیت وجود دارد ، به خصوص در موارد تخصصی. ما رنگ های آغشته و قطعات دست ساز داریم که قرار است در آن روح باشند. ما قصد بارگیری نداریم ، بلکه باید آن را بسیار محکم نگه داریم. سپس قطعات دیگری وجود دارد که می توانیم بیشتر از آنها تولید کنیم و هنوز هم آنها را از نظر اخلاقی و خوب تولید می کنیم.

در آغاز ویکتوریا چنان کوشا بود که این موضوع را روشن کند و تصدیق کرد که او تازه واردی است که فراتر از مد معروف بود اما به عنوان یک طراح در حال پیشرفت بود. او از طریق هر لباسی با ما صحبت می کرد! من با او تماس گرفتم تا از شما بپرسم و اتفاقاً او فقط چیزهای خیلی دوست داشتنی گفت!

از او بسیار خوب است. وای! من فقط تا به حال تجربه خوبی با ویکتوریا داشته ام. این خنده دار است ، اما به نوعی فکر می کنم من و او کاملاً همسو بودیم که او دیر به این کار رسید و من هم چنین کردم: من به عنوان یک رقصنده کلاسیک آموزش دیدم و شروع به کار کردم قبل از اینکه بفهمم که می خواهم مد را دنبال کنم. احساس کردم یک قدم عقب مانده ام و فهمیدم که برای رسیدن به این مسئله باید خیلی بیشتر از بقیه کار کنم! فکر می کنم شاید وقتی با او مصاحبه کردم ممکن است ارتباطی وجود داشته باشد ، زیرا ما در یک فضای مجاور بودیم.

خوب ، شما الان گرفتید تبریک میگم به خاطر لیبل جدیدتون و موفق باشید!

با تشکر!

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>