بعد از بیش از یک سال انزوا ، آیا انتصاب در سالن می تواند مراقبت هایی را که ما به شدت خواهان آن هستیم فراهم کند؟

مدتها قبل از آنکه آنتونی فاوسی به آنها بگوید مجله ی وال استریت که اگر این به او بستگی داشت ، دیگر هرگز دست به دست هم نخواهیم داد ، زندگی آمریکایی به طور فزاینده ای فاصله گرفته است – و این فقط به این دلیل نیست که همه ما بر سر سامسونگ های خود اسیر هستیم. دیگر نمی توان تصور کرد که برای راحتی بیشتر به یک همکار پیشنهاد آغوش می دهیم. مربیان یوگا اکنون باید قبل از تنظیم سگ رو به پایین پیروی خود ، صلاحیت صریح بخواهند ، تغییری که در هر دو طرف تشک بحث برانگیز است – بعضی از آنها پیشرفت را مورد ستایش قرار می دهند ، دیگران نیز ابراز تاسف می کنند. به هر کجا که نگاه کنید ، قوانین نامزدی دوباره در حال مذاکره است و منطقه راحتی شخصی همه شخصی است. مردم اکنون مرزهایی دارند و یافتن عیب از آن دشوار است.

اما وقتی همه گیری جهانی انزوا را به جای انتخاب به ابزاری برای بقا تبدیل کرد ، فقط آنچه را که روانشناس رفتاری ، تیفانی فیلد ، دکترای علوم پزشکی ، به عنوان یک شرایط پیشین اجتماعی توصیف می کند ، بدتر کرد: ما مدت ها پیش دیگر دست از لمس یکدیگر بر نمی داریم. ما فقط متوجه نشده ایم جمعی ما عدم از لمس انسان – یک ضرورت بدنی که این روزها معمولاً با زبان سو malتغذیه توصیف می شود: گرسنگی پوست ، لمس گرسنه– همه گیر خود شده است. در نظرسنجی اخیر انجام شده توسط آزمایشگاه فیلد در موسسه تحقیقات لمسی دانشگاه میامی ، 60 درصد از پاسخ دهندگان وقتی از آنها خواسته شد سطح اضطراب ، افسردگی و استرس پس از سانحه را اندازه گیری کنند ، خود را “محروم از لمس” توصیف کردند. فیلد می گوید: “این مانند ممنوعیت است.” “وقتی چیزی از شما گرفته می شود ، شما آن را بیشتر از آنچه که داشته اید می خواهید.”

برای بسیاری از زنان ، این گذشت یک نعمت بوده است – گسست از تصادف در یک میله ، مسواک زدن مشکوک یک همسر دفتر ، هدایت مداوم این که آیا لمس احساس “درست” می کند. برای دیگران ، که سال گذشته بعلاوه را در خلوت خانه های خود گذرانده اند ، عدم وجود لمس نوعی آسیب جدی برای خود بوده است.

من تنها نیستم. در واقع ، من هستم هرگز تنها. در شهر کوچک ما در خارج از آمهرست ، ماساچوست ، من 14 ماه را گذراندم و در همراهی همیشگی همسرم 10 ساله و پسرانمان ، شش و سه ساله حساب کردم. پسر کوچکتر ما از اندام من به عنوان یک تکیه گاه چند منظوره استفاده می کند: بالش ، سالن شاسی بلند ، پله برقی ؛ بزرگتر فریاد می زند و با نزدیک شدن به “هیولای بوسه ای” چشمانش را می چرخاند اما هنوز هم با خوشحالی پاسخ متقابل می دهد. لمس گرسنه؟ اگر چیزی وجود داشته باشد ، همه گیری باعث پرخوری ، پر و پر شدن از یک نوع تماس شده است – اما خواهان نوع دیگری هستم که در ازای آن به هیچ چیز دیگری احتیاج نداشته باشم و این باعث می شود کاملاً راحت باشم ، به قدری امن که بتوانم هزار مایل دورتر شناور شوم. از خط ساحلی بی نظم زندگی روزمره.

این واقعاً در چند ماه پیش ، هنگامی که من یک رویای تکراری را تجربه کردم غرق شد: در آن ، مادرم مرا در رختخواب فرو می برد – که در زمان نوشتن این مقاله ، من 420 روز بیشترین زمان را ندیده ام کشش در طول زندگی من او به اتاق خواب من می آید ، موها را از پیشانی من عقب می زند ، به بازوی من یک مالش ملایم می دهد ، پتوهایم را صاف می کند ، و سپس لامپ را خاموش می کند و من را به خواب می اندازد. من همیشه دستان او را صفر می کنم ، و از لمس احساساتی که به من می دهد لذت می برم: ایمن ، دوست داشتنی ، مراقب و سنگین. شاید حتی کمی ناز شده باشد؟ سپس ، هنگام تلاوت قبل از خواب از خرگوش مخملی برای فرزندان خودم ، دیدم که کمی طولانی تر در توصیف اسب پوستی باستانی – اسباب بازی ای که توسط نسلهای مختلف عشق کودکی پاره و پاره شده است به طوری که کت قهوه ای او “از لکه های طاس … و بیشتر موها دم او را به گردنبندهای رشته مهره کشیده بودند. ” من متوجه شدم: مادرم ممکن است 800 مایل دورتر منتظر واکسیناسیون باشد ، اما راشل ، یک رنگ موی محلی ، قرارهای جدیدی می گرفت.

راشل تابستان سال گذشته ، چند ماه پس از آنکه ماساچوست ممنوعیت مشاغل غیر ضروری خود را لغو کرد ، در سالن جنگ در آپارتمان نیمه بازسازی شده در بالای خانه اش شروع به کار کرد. تا رسیدن من ، CDC نتوانست از پروتکل های وی عیب بگیرد. هر دو ماسک می زنیم. علاوه بر این ، سر او در پشت نوع محافظ انسانی که برای بازدید از مناطق آلوده به مین های زمین پوشیده شده ، پنهان شده است. طرفداران در حال چرخش ، پنجره های باز و یک بخاری فضایی برای نگه داشتن انگشتان پای من هنوز در داخل چکمه های زمستانی ، درست در شمال سرما زدگی ، فرو رفته اند. وقت آن است که آبکشی شود ، او مرا به سمت شلنگی که به دستشویی کوچک در یک حمام زیر ساخت محکم شده است هدایت می کند. لوکس ترین ساعاتی است که طی ماه ها تجربه کرده ام.

فقط بودن با یک شخص دیگر در یک مکان جدید هیجان کمی بود. اما تعجب واقعی این بود که احساس آرامش و استقبال می کنم داشتن دست های شخص دیگری در موهای من. همانطور که او پوست سر ، پیشانی و گردنم را لمس می کرد ، احساس سخیف بودن ، وابستگی وابسته به عشق شهوانی – یا حداقل بسیار نادر بود. من همیشه فرآیند راهپیمایی رشته ای رشته هایم را به سمت بور قرمز مایل به قرمز طبیعی خود به عنوان “نگهداری” دسته بندی کرده بودم. اما داشتن چندین سطح نیاز شخصی خودم که توسط شخص دیگری با مهربانی و کارآمد انجام شده باشد ، هیچ چیز خسته کننده ای نیست. همانطور که راشل کنار زد ، این تجربه نه چندان سطحی ، بلکه حیاتی بود. و تنها کاری که باید انجام می دادم نشستن در آنجا بود! که به من وقت داد تا فکر کنم – به خودی خود ، یک هدیه – در مورد این که چگونه نوعی “سلامتی” بود که کاملاً برای مادران و مادربزرگهای ما کار کرده بود. چندی پیش ، یک بازدید خوب و قدیمی به سالن زیبایی می توانست بسیاری از بیماری ها را درمان کند.

راشل که روحی زودگذر بود ، عجله ای نکرد. هوا تاریک بود وقتی که من از خانه اش در یک شب شفاف و شفاف بیرون آمدم. ساعت کوکتل ، و من تازه موهایم را تمیز کرده بودم! واقعیت دوران COVID دوباره مرا تحت تأثیر قرار داد: من به معنای واقعی کلمه جایی جز خانه نداشتم.

دیوید لیندن ، دکترای علوم اعصاب در دانشگاه جان هاپکینز و نویسنده سال گذشته توضیح می دهد: “نیاز ما به لمس بسیار چشمگیرتر از آن است که مردم فکر می کنند.” بی نظیر: دانش جدید در مورد فردیت انسان. “ما از لمس به عنوان یک حس ثانویه فکر می کنیم. اینطور نیست. “

همانطور که لیندن می بیند ، لمس یک بخش کم اهمیت اما حیاتی از انسانیت ما است ، و گرچه “گرسنگی لمس” بودن به خودی خود یک بیماری نیست – هیچ راهی برای تشخیص یا تعیین کمیت آن وجود ندارد – انسانهای باطل شروع به برداشتن در طی این زمان فوق العاده بسیار واقعی است. لمس اولین حسی است که هنگام تولد آنلاین می شود ، اولین شکل ارتباط ماست ، زبانی که برای تشکیل اولین و ماندگارترین پیوندهای خود استفاده می کنیم. این تقریباً تأثیر عرفانی بر چگونگی رشد مغز و بدن ما دارد – به همین دلیل است که هر پدر و مادر جدید در قدرت تماس پوست به پوست با نوزاد تبحر دارد. لمس نحوه برقراری ارتباط بین عشق ، اعتماد ، همدلی است. و اگر درست انجام شود ، باعث ایجاد آشنایی می شود و چرخ های تعامل روزانه و روزمره انسان را چرب می کند.

لمس همچنین بی امان ترین حس ماست: شما می توانید چشمان خود را ببندید و گوش های خود را بپوشانید ، اما هرگز نمی توانید پاکت بزرگ اطلاعاتی را که پوست شما است خاموش کنید. تقریباً هر قسمت از بدن ما با موهای ظریف ولوسی پوشانده شده است ، قسمتهایی که خیلی ریز دیده می شوند. انتهای عصب در قاعده این موها به عنوان حسگرهای حرکتی میکروسکوپی عمل می کنند – و لیندن می گوید: آنها انتخابی هستند: انگشت خود را به آرامی در امتداد پوست شخصی بکشید و باعث لرزیدن او می شود. خیلی سریع سکته می کند ، و احساس ناگهانی می کند. لیندن را شرح می دهد سرعت بهینه یک اینچ در ثانیه است. “این نوازش است.”

دانشگاه میامی فیلد بیشتر تحقیقات وی را بر روی گیرنده های فشاری که در زیر پوست قرار دارند متمرکز کرده است. وی توضیح می دهد که هنگام حرکت دادن پوست ، امواج مغزی در حقیقت تغییر می کنند ، و اشاره کرد که لمس “فشار متوسط” – محکم تر از نوازش لیندن – با کاهش ضربان قلب ، آزاد شدن سروتونین تقویت کننده روحیه و افت همراه است. در هورمون های درد و سطح کورتیزول. وی توضیح می دهد که این مزایا هر دو راه را کاهش می دهد. در یکی از مطالعات فیلد ، افراد مسنی که نوزادان را ماساژ می دادند ، حتی نسبت به زمانی که خود ماساژ داده بودند ، مزایای چشمگیرتری را نیز تجربه کردند – کاهش استرس ، افزایش لذت -.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>