به نوعی ، دوباره نویسی «پایان های خوش» باعث شده است که از معاشرت دوباره هیجان زده شوم

در تاریخچه تاریخ sitcom ، اقلام بزرگ بلیط شما وجود دارد – شما به سلامتی-س ، شما دوستان-س ، شما روزانs – و سپس نمایش هایی وجود دارد که با خوشحالی در زیر رادار قرار می گیرند ، و به طور مداوم از لغو شبکه برای مدت طولانی به اندازه کافی برای ایجاد یک دنبال کننده اختصاصی در میان افراد تلویزیونی جلوگیری می کنند. پایان خوشسری ساخته شده توسط دیوید کاسپه که از سال 2011 تا 2013 در ABC پخش می شد ، قطعاً در اردوگاه اخیر است. هرگز برنده هیچ جایزه بزرگی نشده است و هیچ یک از شش ستاره آن هرگز به خودی خود نفوذ نکرده اند ، اما در آرشیو تلویزیون (و در قلب من) یک مکان مقدس را اشغال می کند.

در سال 2016 ، Vox نویسنده تانیا پی اشاره کرد پایان خوش به عنوان “بهترین ، پیچیده ترین پاتوق پاتوق تا کنون” ، و نمی توانم بگویم که مخالفم ؛ این نمایش به طور قاطعانه در مورد جدایی یک زن و شوهر برگزار می شود که پس از آن باید بفهمد که چگونه با گروه اجتماعی گسترده ترشان دوست بماند ، اما واقعاً ، این در مورد … هیچ چیز است. این در مورد دوستان است که از کنار یکدیگر آویزان می شوند و احمق می کنند و به خراشهای گنگ می افتند ، زینفلدسبک ، و بعد از یک سال انزوا ، چه چیزی ممکن است بیشتر باشد؟

در اوج بیماری همه گیر COVID-19 ، من حتی نمی توانستم محبوب خودم را تماشا کنم دختر جدید قبل از خواب تکرار شود. تنها کاری که آنها انجام دادند این بود که من را برای خودم آرزو کنم مال خود دوستان ، همه مانند خانه من در خانه های خود پنهان شده اند. هواپیمای بدون سرنشین خونسردی از دوستان ماجراجویانه که ناگهان برای من شادی آور بود ، شخصی که زندگی اش به یک پیاده روی کمی احمقانه در طول روز و یک لیوان شراب منزوی (یا سه) شب کاهش یافته بود. اکنون همه ما واکسینه شده ایم و زندگی آرام آرام به حالت عادی خود باز می گردد (به هر حال در نیویورک) ، اما بازگشت به زندگی اجتماعی اندکی بود بیشتر از چانه زنی کردم.

آخر هفته گذشته از سفر گروهی به هادسون برگشتم و کاملاً صرف کردم. صدایم پس از ساعتها نوشیدن و کارائوکه در خانه به یک صدای فریاد کشیده شد و مغزم از حضور در 48 ساعت مستقیم در جمع ده نفر ، سرخ شد. من باید از داشتن این همه وقت بدون محدودیت در محیط داخلی با دوستانم خوشحال می شدم ، اما در عوض ، همه احساس می کردم که خسته شده ام (و عمیقا ، عمیقاً خمارم). در بدبختی من از بین رفتم ، در رختخواب جمع شدم و عید را جشن گرفتم پایان خوش ماراتن ، این نمایش در تاریخ 1 ژوئن به نتفلیکس رفته بود. اکنون که با دوستان واقعی خود مواجه شده ام ، احساس آمادگی کردم تا دوباره از دوستان روی صفحه خود بازدید کنم.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>