توصیه های لباس که آرزو می کنم مادرم (و من) انجام دهند

همه مادرهای فعلی و آینده شما – چیزی را دور نریزید. حداقل چیزی را که از آن عکس گرفته اید دور نیندازید. پس از برخورد با عکس فوری دانه ای از شما ، مثلاً ، یک لباس مجلسی بدون بند سبز آهکی ، دختر نوجوان شما به ناچار خواهان آن خواهد شد ، و این بهترین مورد برای مادر و کودک است اگر کالای مورد نظر هنوز در پشت کمد آویزان باشد. برای ترفند ماری کوندو: اگر شما حتی جوانترین و جوانترین مایه داشتن چیزی را در کودک خود جرقه می زنید ، آن را حفظ کنید!

مادرم چهار دهه قبل از کندو پیش رفته است ، اما هرگز مهارت مرتب سازی را کم نکرده است. او به خوبی از لباس های خود مراقبت می کند ، کمدهای تابستانی و زمستانی خود را بین کمد و اتاق زیر شیروانی خود می چرخاند و همه چیز را دقیقاً قبل از آنکه مرتب کند ، جمع می کند. متأسفانه ، من هیچ یک از استعدادها را به ارث نبردم.

هنوز هم مادرم در مورد مد گران نیست. خیلی از گنجینه ها خیلی زود تسلیم شده اند و باعث ناراحتی من از طرف من شده اند. لباس بلند مخملی سبز آهکی از بین رفته بود ، و تعداد دیگری نیز وجود داشت: لباس بزرگی که او برای خودش دوخت و در اولین تولد من با سایه چشم آبی و مژه های مصنوعی پوشید. یک لباس خال خال سیاه و سفید با یقه بلند بلند ، آستین های بی پروا و کمربند آرشه ای که بسیار ایو سن لورن به نظر می رسد. یک جفت رویایی از برشهای جین ، با یک دکمه و یک محو شدن کامل. “حالا چرا من آن را نگه داشته ام؟” او می گفت وقتی که من یکی یا دیگری را در طول سالها خواستم.

برای اینکه روشن باشم ، من به توصیه های خودم توجه نمی کنم. اگرچه من به اندازه کافی خوش شانس هستم که یک کمد دیواری داشته باشم ، این یک کمد اتاق خواب به اندازه East Village است و من همیشه یک چیز قدیمی را لغو می کنم تا جای چیز جدیدی را فراهم کنم. بنابراین نمی توانم به درستی انتظار داشته باشم مادرم تا ابد چیزهایش را نگه دارد. اما آه ، کاش او این کار را می کرد. نه چندان دور ، من مجبور بودم شکایت کنم که وقتی او ژاکت های بنتون در اواخر دهه 1980 را که هر کریسمس به ما می داد اهدا کرد – این بعد از اینکه او به آنها آویزان بود ، و آنها را به مدت 20 سال به همراه کریسمس های پیاپی پوشید.

مشکل البته این چرخه 20 ساله است. چند دهه طول می کشد تا لباس های قدیمی برای چشم های تازه به نظر برسند. فضا ، آینده نگری و دختری که بخواهد آنها را بخواهد (پسر 12 ساله من این روزها با وانت می چسبد) من وسایل خودم را رها کردم. اما در کنار لباس های پرنعمت فروشگاهی من که آویزان است ، چند اصل گرامی نانسی فلپس بسیار گرانبها هستند که جدا کردن از آنها معنی ندارد. من حس خوبی داشتم که یک مینی لباس قرمز و سفید را که قبل از ورود من به زمین چندین سال قبل است ، نگه دارم و یک قهوه ای ساخته شده در هند که تقریباً به همان مدت زمان دنبالش بود. متأسفانه کفش های زمینی که مادرم با کفن پوشید ، آن را فراتر از اولین آپارتمان من در بروکلین قرار نداد. اواخر امسال ، وقتی رایان مورفی هالستون سرانجام این سریال پخش می شود ، من قصد دارم از مخزن عمیق مخزن سیاه Halston III او بیرون بیایم ، پارچه پلی استر آن مانند زمانی که آن را خریداری کرده است ، پیر و غیر قابل تخریب است – چه؟ – 35 ، 40 سال پیش ، و آن را برای چرخش بگیرید. ممنونم مامان

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>