“خودم 18 ساله ممکن است نگاهم کند و بگوید ،” دختر گوان “- چرا تابستان 2021 متعلق به شاخه های FKA است

جولیا هابز: سلام شاخه ، حال شما چطور است؟

شاخه های FKA: من واقعاً خوبم ، اما انبوه بیش از حد گرم – من در هواپیما هستم و هوا بسیار گرم است. همه خوابیده اند ، اما من کاملاً بیدار هستم و با مهماندار هوا گپ می زنم.

شما کمپین های تجاری زیادی انجام نداده اید ، چه چیزی باعث شد که بخواهید با Burberry کار کنید؟

وقتی 18 ساله بودم ، دوست پسری داشتم که در یک ملک پیملیکو زندگی می کرد [in London] و گاهی شبها در اطراف نایتسبریج می گشتیم و به ویترین های طراح نگاه می کردیم. باربری در گوشه ای قرار داشت – همه روشن و براق بودند. دوست پسر من ، که یک ورزشکار فوق العاده بلند پروازانه از باربادوس بود ، پیشنهاد می داد که روزی بتوانیم این لباس ها را بپوشیم و در این فضاها تعلق داشته باشیم. در آن زمان ، من در برنامه 30 £ هفتگی تعمیر و نگهداری آموزش و پرورش (EMA) بودم ، بنابراین به نظر می رسید کاملاً دور از دسترس است.

این اظهارات بلند پروازانه او در واقع کمی من را تشدید می کرد زیرا من در آن زمان در کالج کرویدون بودم و کاملاً بی جهت و لندن احساس غرق شدن می کردم. باربری تنها مغازه خاصی است که به یاد می آورم نیمه شب در آن پیاده روی ها نگاه می کردم. بنابراین ، سال ها بعد ، از شما خواسته می شود چهره باربری باشد ، بسیار سورئال و به نوعی کاملاً پر سر و صدا احساس می شود. فکر نمی کنم اخلاق داستان این باشد که اگر شما مثبت جلوه دهید ، واقعاً سخت کار کنید و خوب بازی کنید ، جهان شما را می شنود و شما را تحویل می دهد ، اما من فکر می کنم در 18 جهان موازی ، خود من 18 ساله ممکن است با یک توپ کریستالی به من نگاه کنی و بگویی ، “دختر گوان”.

امروز دیدن مسابقات المپیا چه حسی دارد؟

احساس غرور می کنم باربری از چنین میراثی برخوردار است – این یک مارک تجاری بسیار رواقی است که بسیار نمادین است. اما صادقانه بگویم ، حدس می زنم اهل گلوستر باشم ، به یاد می آورم که برازنده ترین پسران با ماشین های پر زرق و برق با کلاه های باربری در شهر می چرخیدند. مطمئناً همه پسرهایی که تصور می کردم بزرگ می شوند چیزی از باربری پوشیده بودند.

چگونه با ریکاردو تیسکی رئیس خلاق Burberry دیدار کردید؟

من فکر می کنم ما اولین بار در یکی از دیدار کردیم [fashion photographers] زیرا [Alas] و مارکوس [Piggott]مهمانی های تابستانی ایبیزا ، اما من خجالتی بودم و آکنه های بسیار بدی داشتم ، بنابراین فکر نمی کنم خیلی خوشحال باشم.

آیا اعتقاد خلاق خاصی وجود دارد که هر دوی شما مشترک باشید؟

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>