در ارتفاعات جشن حماسی فرهنگ لاتینکس است که همه ما به آن نیاز داشتیم

در ارتفاعات اقتباس سینمایی اولین موزیکال بزرگ برادوی لین-مانوئل میراندا است. آی تی’s داستان – جشن واقعاً – مربوط به یک بلوک و ساکنان آن در ارتفاعات واشنگتن ، یک محله غالباً لاتین ، اما به سرعت در منهتن بالایی که لطیف می کند. روایت چند ملیتی و چند نسلی آن شاید یکی از بلند پروازانه ترین تلاش ها برای به دست آوردن فرهنگ ، نگرانی ها و تنوع موجود در هویت Latinx باشد. بنابراین ، البته ، من می خواستم برای The فرهنگ در آنجا باشم. برای جشن گرفتن ، به عنوان یک لاتین ، چیزی برای ما ، توسط ما. پولم را بگذارم دهانم و فرصتی ایجاد کنم از این واقعیت که برای اولین بار ، احتمالاً برای همیشه ، یک موزیکال آمریکایی در مورد افراد لاتینکس که توسط یکی از ما تألیف شده است ، با ترانه های نوشته شده توسط یکی از ما ، و سپس توسط بسیاری خوانده شده است از ما ، بودجه و اکرانی را که فکر می کردم فقط فیلم های مارول می توانند شایسته آن باشند ، بدست آوردم.

یکی از مواردی که رفتن به سینما را به چنین تجربه قدرتمندی تبدیل می کند این است که این پیشنهاد ارزش بی نظیری را به مخاطب ارائه می دهد: فرصتی برای برخورد کاملاً شخصی با یک قطعه هنری در حالی که همزمان در کاتارسیس مشترک شرکت می کنید. می توانید تنها باشید بدون اینکه در فیلم ها هرگز تنها باشید. خنده ، اشک ، عصبانیت همه به تجارب مشترک در تاریکی تئاتر تبدیل می شوند. وقتی نینا (با بازی لسلی گریس) در مورد احساس عدم کفایت خود به عنوان دانشجوی جدید در استنفورد آواز خواند ، به طرز کاملاً شخصی من را ضربه زد. اما در حالی که من گمان می کنم یکی از معدود نویوریک هایی بوده ام که در یک کالج Ivy League در تماشاگران سفیدپوست تئاتر بروکلین من دچار سندرم تقلب شده ام ، وقتی به اطراف نگاه کردم به سختی چشم خانه خشک شده بود. قلب ما ممکن است به دلایل مختلف در هنگام جشن خلسه لاتینیداد که کارناوال دل باریو بود ، سر به فلک کشیده باشد ، اما احساس شادی جمعی از اعتبار کمتری برخوردار نبود. این نیز ، بخشی از جادوی فیلم ها است. روشی که از طریق آن فیلم رفتن لایه های معنایی جدیدی را به خود هنر فیلم می افزاید.

من خودم را در فکر سالواتوره از دیدم سینمای بهشت دیشب دوباره لحظاتی در ارتفاعات، چهره باز و صادقانه آنتونی راموس به اندازه یک ساختمان آپارتمانی پیش من بود. نمی توانم کمک کنم اما تصور نکنم که چند کودک 13 ساله در تئاترهای کشور برای اولین بار عاشق یک دومنیکن هستند بقال به نام اوسنوی از ارتفاعات واشنگتن. همانطور که می بینند او برای محله اش ، برای عشق زندگی اش ، برای خودش می جنگد رویا. من تعجب کردم که آیا آنها ممکن است تجربه شخصی خود را که در آن صفحه عظیم بسیار جذاب ارائه شده است ، ببینند. یا اگر مثل سالواتوره برای من ، اوسنوی از دنیایی دور بود ، بخشی از فرهنگی که هنوز آنها را ندیده بودند و نمی شناختند ، اما اینکه او برای همیشه در قلب آنها زندگی خواهد کرد. و خودم را امیدوار کردم که مانند من ، آنها نیز عاشق ایده رفتن به سینما شوند.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>