در خانه در لانگ آیلند با مدل و بازیگر Dilone

دیلون در نوامبر گذشته پس از اتمام کار در منهتن به خانه مادرش نقل مکان کرد و – کاملاً غیر منتظره – ماهها در آنجا اقامت داشت ، اما همه آپارتمان جدید خود را در لس آنجلس رها کرد. (او که هم اکنون در باند فرودگاه های نیویورک و خارج از کشور حضور دارد ، به زودی مخاطبان بیشتری نیز پیدا خواهد کرد: سال گذشته ، Dilone به عنوان سوپرمدل پت کلیولند انتخاب شد هالستون، سریال های محدود رایان مورفی که در ماه مه به نتفلیکس می آید.) زندگی او در لانگ آیلند ، در میان یک جامعه پر جنب و جوش لاتین که “همه از تجارت یکدیگر می دانند” (پدر و مادرش در جمهوری دومنیکن بزرگ شده اند) ، احساس نوستالژیک و عجیب ، کاملاً جدید: وقتی او را در جایی خواندن محروم نکردند (اخیراً ، او دوباره قلاب های زنگ را مرور کرد صحبت کردن: تفکر فمینیستی ، تفکر سیاه) ، می توان دلون را ترغیب کرد که به یک مرحله پر سر و صدا از فاز 10 ، یک بازی با ورق قدیمی ملحق شود – “خانواده از این بابت دیوانه می شوند”.

در لحظات آرامتر ، او از این فرصت استفاده کرده و هم روی خودش کار می کند و هم می تواند با مادرش وقت بگذراند. دلون می گوید: “من یک سال و چند ماه پیش هوشیار شدم و هر روز مدیتیشن می کنم ، یوگا می کنم – برای اینکه بتوانم روابطی را که می خواهم با افراد دیگر داشته باشم ، باید از خودم مراقبت کنم.” “مادرم واقعاً این تغییر را در من دیده است.” یک چیز ، این دو در حال برقراری ارتباط بهتر از گذشته هستند. برای کمک به افزایش سد زبان در بین آنها ، Dilone شروع به آموزش دروس اسپانیایی کرد. (فقط خواهر و برادر بزرگتر او به این زبان روان صحبت می کنند.) او می گوید: “این تنها رابطه ما را بسیار تغییر داد.” حالا ، “من و مادرم با هم دعا خواهیم کرد ، و او حتی یک بار با من مراقبه کرد ، که برای او واقعاً بزرگ بود.”

عکس ها و آلبوم های شلوغ Dilone در بالاترین تصویر ، ثمره زحمت و اشتیاق مادرش است. دلون می گوید: “او تازه آن قاب عکس ها را از خانه ای که ما در آن بزرگ شده بودیم آورده بود ، اما وقتی مادرم شروع به حلق آویز كردن كرد ، همه چیز به گونه ای است ، بنابراین من آنها را از دیوار بیرون آوردم و مخفی كردم در یک اتاق.” خوشبختانه ، طرح او کارساز نبود – Trove قبل از این شلیک در هنگام گشت و گذار در خانه کشف شد – و نتیجه یک برخورد شادی آور با حال ، گذشته و آینده است. دلون می گوید: “مادرم همیشه می گفت که بزرگترین آرزوی او این است که همه نزدیک بمانیم.” به نظر می رسد این آرزو برآورده شده است.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>