در لذتهای غیر منتظره هک ها

در اولین قسمت از هکپیش فرض نمایش با ضرب های آشنا یک کمدی نسلی ارائه می شود. ما یک کمدین افسانه ای ، دبورا ونس (ژان اسمارت) را ملاقات می کنیم ، که اکنون در یک هتل در نوار لاس وگاس ، در حالی که روزهای خود را صرف آفتاب گرفتن و بازی با جنجالی می کند ، با یک نمایش پردرآمد ، اگر خلاقیت را تکمیل نمی کند ، بازنشستگی خود را به تأخیر می اندازد عمارتی بی عیب و نقص در وسط بیابان. ما با آوا (هانا اینبیندر) ، نویسنده خوش شانس هزار ساله کمدی در لس آنجلس ملاقات می کنیم که به دنبال یک توییت جنجالی در مورد یک سناتور همجنسگرای بسته شده ، دوران رشد مجدد او کاملاً مطابق است. با توجه به اینکه نمایش دبورا فوراً لغو می شود و آوا بدون هیچ برنامه ای ، هر دو در یک دوراهی قرار دارند. آنها بعد از اینکه توسط مأمور مشترکشان در خانه دبورا برای ملاقات قرار گرفتند ، آنها آنقدر شرور معامله کردند که تقریباً برای همیشه راه خود را جدا کردند. خوشبختانه ، یک توهین نهایی حس شوخ طبعی مشترک آنها را باز می کند.

تلاش برای ساختن یک کمدی در مورد کمدی می تواند یک میدان مین باشد. برای هر پادشاه کمدی یا کودک واضح، دوازده مورد دیگر از مشکلات ناخوشایند خودخواهانه وجود دارد که در اولین مانع سقوط می کند: یعنی ، نوشتن فاقد انرژی خارج از کاف است که باعث می شود استندآپ خوب احساس برق کند. در این مورد کمک می کند که هک“سه مجری برنامه – لوسیا آنیلو ، جن استاتسکی و پل د. داونز ، که بیشتر بخاطر کار در شهر گستردههمه در زمینه کمدی سابقه دارند. شاید مهمتر از این در این مورد ، خنده های دبورا باشد فرض شده کمی هوکی یا با قرار ملاقات ، و ذوق و شوق آگاهانه توخالی که اسمارت با آن (در یک اجرای کاملاً خنده دار که پس از اجرای برجسته به اصطلاح “Jeanaissance” خود ادامه می دهد فارگو ، دیده بان ، و مادی از Easttown) آنها را تحویل می دهد بخشی از شوخی است. وقتی نوبت به مهم بودن آوا می رسد ، مشاهدات کاملاً هدفمند توییتر در مورد زندگی هزاره نیز وجود دارد ، نویسندگان به وضوح خود را سرگرم می کنند.

با این وجود در طول سریال ، تشابهات بین شخصیت های دبورا و آوا مشخص می شود ، اما وقتی صحبت از کمدی می شود ، رویکردهای آنها نمی تواند متفاوت باشد. از نظر دبورا ، هیچ چیز ممنوع نیست. انتقاد او از تخلف توییتر که باعث لغو آوا شد ، این است که این شوخی به اندازه کافی خنده دار نبود. آوا به طور ذاتی از تمایل دبورا برای مشت زدن منفور است و از زن ستیزی نهفته و درونی که زیربنای بسیاری از شوخی های دبورا است ، ناراحت است. اما بزرگترین مانع آنها در رسیدن به همزیستی خلاق ، ایده های متفاوت آنها در مورد فرمول مناسب یک شوخی است. دبورا استدلال می کند که هر شوخی به خط منگنه نیاز دارد. آوا پاسخ می دهد: “ساختار شوخی سنتی بسیار مردانه است.”

در بیشتر سریال ها تاکنون – که توسط HBO Max با افتهای هفتگی و دو قسمتی منتشر شده است ، به آن اجازه می دهد تا توجه دهان به دهان را افزایش دهد و در عین حال دوز مناسب رضایت از تماشای بیش از حد را نیز به شما ارائه دهد – نویسندگان بیشتر به سمت روح شلپراش و منحرف کننده رویکرد آوا به کمدی خطا کرده اند. ما ممكن است مماس ممكن از جمله سفر به صحرای نوادا برای ردیابی یك شیك فلفل عتیقه و یك ظاهر تبلیغاتی در یك سالن فروش پیتزا داشته باشیم. جزئیاتی که شخصیت ها را خنک می کنند اغلب خنده دارتر از جاروبرقی های گسترده تر هستند: دبورا بعد از تماشای یک فیلم از گروه آکاپلا که تهدید به سرقت او می کند ، قوطی های چشمه نوشابه خود را در خانه پر می کند یا iPad خود را در استخر می اندازد اسلات منظم وگاس؛ آوا به استوری های Busy Phillips در اینستاگرام مراجعه می کند یا به یک فروشنده عتیقه شیک و شیک “Lemony Snicket” مارک می زند. پس از آن وقت سخاوتمندانه ای برای بازیگران نقش مکمل آن در نظر گرفته شده است: کارل کلمونز-هاپکینز به عنوان دستیار محاصره شده دبورا ، مارکوس. کیتلین اولسون به عنوان دختر نادیده و دلباخته دبورا ، که به آوا طناب می زند تا به او کمک کند تا گوشواره ها و گردنبندهای زننده ، گچبری مانند را که با نام تجاری خود “D’Jewelry” طراحی می کند ، شلاق بزند. و مگ استالتر به عنوان دستیار عامل کاملاً آشنا. “ما باید برویم خرچنگ، دختر! ” استالتر در لحظه ای بحران ، تلفن را به سمت آوا فریاد می زند.

با همه این انحرافات ، عمیق شدن روابط دبورا و آوا تقریباً به نظر ما می رسد. در قسمت عالی هشتم (و جدیدترین) سریال به کارگردانی رفتار مناسبدزورا ، دزیره اخوان ، سرانجام برخی از مطالب جدید آوا را امتحان می کند ، و به باشگاه خسته کننده ساکرامنتو بازگشت ، جایی که برای اولین بار برای این کار نام و نام خانوادگی خود را ایجاد کرد. حکایتی در مورد یکی از کمدین های همکار او که در دهه 70 تحت تحریکات جنسی ناخواسته صاحب باشگاه قرار داشت ، توسط دبورا با طنزی کاملاً بی خاصیت جلوه داده شده است. اما داستان برای آوا متفاوت است ، او دبورا را به چالش می کشد که چرا پس از طلوع ستاره اش ، هرگز با این رفتار روبرو نشده است. واضح است که این نظر زیر پوست دبورا قرار می گیرد. اگر قول دهد دیگر هرگز قدم در یک کلوپ کمدی نگذارد ، و از او برای تأثیر کامل و تحقیرآمیز روی صحنه دعوت کند ، از فیلمنامه خارج می شود و 1.69 میلیون دلار به او پیشنهاد می دهد. (پس از بررسی مجدد اینکه آیا این پیشنهاد او را از پادکست منع می کند – این کار را می کند – پسری با کمال میل قبول می کند.) افشاگری های این قسمت کمتر شبیه یک مشت مشت و بیشتر شبیه یک ادای احترام ظریف به کمدین های زن است که راه را برای زنانی مانند آوا هموار کرده اند – و کسانی که به خاطر باشگاه ستمگر پسران دنیای کمدی از رویاهای خود دست کشیدند.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>