در یک سال همه گیر شدن چندگانه ، یافتن فلسفه والدین در ایده افسون سیاه

پسرم برای اولین بار در پانزده ماه زندگی اش سرما خورده است. قفل COVID-19 در شهر ما همزمان با طول عمر وی ایجاد شده است و نوعی حباب ایجاد کرده است که ما را از مهد کودک ، زمین های بازی و سایر مکان هایی که ویروس ها به بدن کوچک کودکان می رسند دور نگه می دارد. در طول این پانزده ماه ، او نقاط عطف رشد خود را بدون وقفه – یا تا آنجا که ممکن است در حضور معلق بزرگسالانی که او را دوست دارند – گذرانده است.

اما علیرغم اقدامات احتیاطی ما ، یک ویروس سرماخوردگی راه خود را پیدا کرد ، ابتدا دخترم را هدف قرار داد قبل از اینکه به من و پسرم سرایت کند. از زمان ورود به خانه ، وی با چهره ای که به گره ای ناامید کننده تبدیل شده بود ، دور خانه را لگدمال کرد. در طول روز چندین بار او به جایی که من در آنجا کار می کنم ، می پرد و می خواهد در دامنم بلند شود. اگر پدرش او را دور بیندازد ، در جیغ های عصبانی حل می شود. گرفتگی بینی ، عطسه و تب خفیف باعث قطع شدن خویشتن بدون وقفه قبلی شده است: شاد ، همیشه خندان و کنجکاو. عاشق افتادن روی کاناپه و پرتاب شدن به هوا. سرما مانند سایه او را دنبال می کند ، چیزی که نمی تواند آن را لرزاند.

البته این روزها سرماخوردگی هرگز فقط سرماخوردگی نیست. پس از ویرانی های متعدد چهارده ماه گذشته ، ما از ورود COVID-19 به خانوارمان سخت گیر و بیمناک هستیم. سال 2020 برای ما ، خانواده و دوستانمان سال غم و اندوه بود. تأثیر COVID-19 بر روی جوامع رنگین پوست به این معنی است که من افراد متعددی را می شناسم که بر اثر ویروس جان خود را از دست داده اند ، افراد متعددی که به این ویروس مبتلا شده و بهبود یافته اند و با دوستان و همکارانی که همسر ، والدین و خواهر و برادر خود را از دست داده اند نشسته اند. من هرگز نمی دانم سالی باشد که بسیاری از افرادی که دوستشان دارم به صورت فردی و جمعی غمگین باشند. آیا این که این کشور شروع به زیر چشمی باز کردن می کند ، خانواده ام بیمار می شوند این طنز است یا یک پیش فرض؟

عکس: ساچا نستیلی

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>