سالی که موسیقی متوقف شد – و شوهر اینک راک من یک پدر تمام وقت شد

زندگی در قفل مجموعه ای است که با نگاهی به سال فوق العاده و چالش برانگیز – گرامیداشت آنچه از دست داده ایم ، آنچه به دست آورده ایم و یافتن لحظات امید.

پنج سال پیش ، هنگامی که من پیش از آخر هفته روز یادبود دفتر را ترک کردم ، برنامه های سفر تعطیلات را با یک همکار در آسانسور رد و بدل کردم. او با شوهرش به خارج از شهر می رفت. آنها برای چشیدن شراب به کالیفرنیای شمالی می رفتند ، اما بیشتر برای استراحت. وی با جدیت پرسید: “شما چطور؟”

مونتاژ برنامه های خودم – پرواز به مونتانا برای دیدار با گروه شوهرم در میانه راه نمایش ایالات متحده ، پس از یک برنامه در میسولا ، و قبل از اینکه اتوبوس تور آنها را به سمت رودخانه کلمبیا و یک رشته خرما در ونکوور ، پورتلند ، سان سوار کند فرانسیسکو و لس آنجلس – در حالی که کلماتم را با دقت سنجیدم ، از سرم رد شدند. سرانجام پاسخ دادم: “من با شوهرم ملاقات می کنم … در شمال غربی اقیانوس آرام”. “او برای کار در سفر بوده است.”

من خجالت نکشیدم که می خواستم روزهای تعطیل خود را در خواب ببینم و در یک تخت خواب تابوت تبدیل به تختخواب سفری روی چرخ با 6 نفر دیگر و یک حمام غیرعادی کار کنم. من فقط نمی خواستم وارد جزئیات برنامه سفر یا Bohemianness همه آن شوم. در 35 سالگی نگران بودم که شاید از # زندگی اتوبوس فراتر نرفتم ، دقیقاً به همین دلیل بود که قصد سفر داشتم. خواه گروه با هم بمانند یا نه ، این آخرین تور من است.

لازم نبود ، اما من می دانستم که خواهد بود. کودکان در آستانه تمرکز قرار می گرفتند و تحمل من نسبت به درایوهای طولانی و شب های طولانی تر طی ده سالی که من در کنسرت های ایندی راک کنار صحنه ایستاده بودم کاهش یافته بود. اما برای آخر هفته تعطیلات طولانی ، برای آخرین سفر سوار می شوم – برای وعده های غذایی متوسط ​​، بلیط های نوشیدنی و گذرگاه های مرزی 2 بامداد. برای میز فروش و سه حفره در Wonder Ballroom؛ برای دی جی های خمیر انگلیس و دختر آشوب طلب که نمی خواست گروه های بروکلین را در مدار جشنواره جایگزین کند. و برای آن شب در لس آنجلس هنگامی که شوهرم سر خود را در توخالی استخوان ترقوه من فرو برد و نفس خود را بیرون داد. زمزمه کرد: “من احساس پیری می کنم.” “ما هستند به او گفتم.

وقتی دو سال بعد پسرمان را گرفتم ، شوهرم هنوز برای برخی از امتداد های کوتاه (و برخی دیگر) در جاده حرکت کرد. اما هنگامی که دختر ما در ماه مه گذشته در پنج ساعت سریع و خشمگین در یک زایشگاه تقریباً خالی در Catskills ، جدا شده از واحد Covid مجاور متولد شد ، برای همیشه زمین گیر شد. بیماری همه گیر صنعت موسیقی را از بین برده بود ، تورها را لغو کرد و مکان ها را تعطیل کرد ، و وقتی گروه شوهرم تصمیم گرفت راه های جداگانه خود را بگذراند ، او ناگهان بسیار دور و برش بود – و بسیار بیکار بود. با یک چرخش در مورد داستان فریبنده ای که در سراسر کشور در سراسر کشور پخش می شد ، تصمیم گرفتیم که شوهرم کار خود را به حالت تعلیق درآورد تا من بتوانم به کار خودم بپردازم. من از خانواده مان حمایت می کردم و او از فرزندان ما مراقبت می کرد. در طی فقط چند ماه ، او از شخص گروه به گروه موسیقی پدر رفت – یا ، همانطور که پدر من در همان روزهای ابتدایی ویروس شروع به تماس با او کرد ، “آقای. مامان

مقایسه با رام-کام با همین نام در سال 1983 با بازی مایکل کیتون و تری گار کاملاً دقیق نبود. جک باتلر از کیتون در فیلم نامه به قلم جان هیوز که به بازی های جنجالی برای تغییر نقش جنسیت می پردازد ، کار خود را در یک دستگاه خودکار دیترویت از دست می دهد و کارولین گار ، یک زن خانه دار و مادر سه فرزند را ترک می کند تا کیف پول خود را برای تأمین مخارج زندگی خود پاک کند. کیتون تمام وظایف داخلی را به عهده می گیرد در حالی که گار فعالیت حرفه ای خود را در تبلیغات متوقف می کند و شادابی به وجود می آید.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>