سلنا گومز در زمینه سیاست ، ایمان و ساخت موسیقی حرفه خود

گومز در گرند پریری ، تگزاس ، شهری متوسط ​​در خارج از دالاس متولد شد که زمانی یک تیم بیس بال حرفه ای به نام Airhogs داشت ، محلی که از کارفرمایان برتر می توان به لاکهید مارتین و والمارت اشاره کرد. پدر و مادر او هر دو هنگام تولد او ، در سال 1992 ، 16 ساله بودند. گومز در محله ای بزرگ شد که عمدتا مکزیکی-آمریکایی بود ، مانند خانواده پدرش. (مادر او ، مندی تیفی ، که زندگی حرفه ای گومز را تا سال 2014 مدیریت می کرد ، سفیدپوست است.) او به خاطر سلنا کوئینتانیلا که موسیقی پدر و مادرش را دوست داشتند ، نامگذاری شد. مادرش هنگام طوفان های باران اجازه داد تا او در حیاط پاشیده شود. پدرش دوست داشت تماشا کند جمعه و پسران بد با دختر بچه کروبی اش. گومز از کودکی خود در تگزاس به یاد می آورد: “همیشه بوی علف تازه بریده می داد.” “ما ساعتها بیرون بازی می کردیم و نانا و دوستانش با چای سرد خود نشسته بودند. زیاد نبود اما عالی بود. “

در زمان کودکی ، گومز حساس اما نترس بود: تصویری از او در حالی که در روز اول Pre-K به کودک دیگری تسلی می داد روزنامه محلی را تهیه کرد. (“ظاهراً من برای مادرم همینطور” صلح! “بودم و درست وارد آن شدم.) او در اتاق نشیمن کنسرت برگزار کرد و دوست داشت خودش را برای شرکت در آن مراسم خاص جنوب – مسابقه زیبایی ، سرخ کند. . والدین گومز در پنج سالگی از هم جدا شدند و تیفی تمام وسایل خود را برای تأمین هزینه بچه اش جمع کرد و همزمان در یک استارباکس ، یک دیو و باستر و یک آژانس مدل سازی Podunk کار می کرد. او قادر بود گومز را از مشکلات مالی همیشگی محافظت کند. گومز می گوید: “یادم است که همیشه به من یادآوری می شد که مردم کمتر از ما هستند.” “و ما چیز زیادی نداشتیم. اما احساس می کردم این کار را انجام داده ایم زیرا مادرم همیشه برای خوشحالی من صد میلیون کار انجام می داد و ما در روز شکرگذاری داوطلبانه در آشپزخانه های آشپزخانه مشغول به کار شدیم. ما برای حسن نیت از کمد من عبور کردیم. “

هنگامی که او 10 ساله بود ، او را در کنار دمی لواتو انتخاب کردند بارنی و دوستان ، که به راحتی در حومه دیگر دالاس مورد اصابت گلوله قرار گرفت. کار احساس کار نمی کرد: او با خنده می گوید: “شما با یک دایناسور بنفش بزرگ سر صحنه هستید و می رقصید و اوقات خوبی را سپری می کنید.” سه سال پس از اینکه وی برنامه خود را به نمایش گذاشت ، نقش الکس روسو را در نمایش کانال دیزنی تضمین کرد جادوگران مکان ویورلی و با مادرش به لس آنجلس نقل مکان کرد. تمایل گومز به الزام و افسون ، ذاتی هر مجری جوان ، به عنوان یک حکم ثبت شد. کار برای دیزنی ، زندگی گومز را به تبلیغ دائمی تبدیل کرد ، تصویر او به سرعت از طریق تلویزیون ، موسیقی ، فیلم ، کالاها ، حضورهای زنده و تبلیغات متقابل همه موارد بالا توزیع شد. او می گوید: “این کار من به نوعی بود – کامل بودن”. “شما فیگوری در نظر گرفته می شوید که بچه ها به دنبال آن هستند و آنها آنجا را جدی می گیرند.” گومز جادوگران شخصیت حیله گر و ساردونیک بود ، در مورد مدرسه و جادوگری تنبل بود – اتفاقاً این مفهوم بود: خانواده ای از جادوگران یک فروشگاه ساندویچ فروشی در West Village را اداره می کردند. اما الکساندرا مارگاریتا روسو هنوز کیفیت اساسی دختر-دیزنی را در خود پرتاب می کند: زودرس و اعتماد به نفس بی روح ، بی هوش.

این بخشی از وظیفه گومز بود که همان هاله را حفظ کند ، همانطور که همزمان رسانه های تبلیغاتی با او به عنوان یک موضوع مورد علاقه برخورد می کردند. او پانزده ساله بود که پاپاراتزی شروع به حضور در صحنه می کرد. برادران روی صفحه او ، دیوید هنری و جیک آستین ، از او محافظت می کردند. گومز می گوید: “همه ما در این مورد تازه کار بودیم ، و آنها می خواستند چیزهایی را به پاپاراتزی ها بگویند ، اما شما نمی توانید ، زیرا این دقیقاً همان چیزی است که پاپاراتزی ها می خواهند.” “یادم می آید که با چند نفر از اعضای خانواده که به ملاقات رفته بودند به ساحل رفته بودیم و مردهای دورتر و بزرگ را با دوربین دیدیم – از یک جوان 15 ساله با لباس شنا عکس می گرفتند. این یک احساس نقض کننده است. “

از گومز می پرسم که آیا او از وقوع این وضعیت در زمان وقوع آگاهی داشته است یا در همان لحظه آن را از بین برد. او می گوید: “من فکر می کنم سالهای زیادی صرف تلاش برای گفتن حرف درست به مردم کردم تا خودم را سالم نگه دارم.” با توجه به شخصیت او ، و همچنین این واقعیت که او یک زن جوان در کانون توجه بود ، او باید بدون قید و شرط سپاسگزار ، متشکل ، درخشان باشد. وی می افزاید: “من فقط چنین مردم پسندی هستم.”

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>