شیر کوهی در کمد مادرم

بعضی از این جین نزد مادرم ماند ، از جمله یک ژاکت جین به رنگ شنی (همچنین لی) با “Nevada Centennial: 1864–1964” که از پشت به رنگ آبی کبالت دوخته شده است. این کلانتر را برای رژه روزهای دره کارسون که شامل پدربزرگ من بود ، ساخته بود و مادرم به نوعی آن را رد کرده بود.

اعتماد به نفس حاصل از بزرگ شدن به این روش سخت گیرانه نیز برای او باقی ماند. در دبیرستان ، او لباس های خود را با الگوهای Vogue یا Butterick ، ​​با کمک مادرش ، می دوخت. بعد از دانشگاه ، او در یک آزمایشگاه در ماین کار کرد ، جایی که لباسهای خانگی خود را زیر کتهای آزمایشگاهی پوشیده بود او از آنجا به تحصیلات تکمیلی در انگلستان رفت ، جایی که می توانست از یک چرخ خیاطی در اتاق مشترک دانش آموزان استفاده کند یا از اتاق همسایه خود – قرص دستی لنگ دستی که به هند و عقب رفته بود- قرض می گرفت. (این سرانجام در خانه ما اقامت گزید.)

البته ، من وقتی بزرگ می شدم ، اطلاعات کمی از این تاریخچه مقدماتی داشتم. آنچه را که من درباره آنچه مادرم پوشیده بود به خاطر می آورم ، تصویری صیقلی تر از آن ارائه شده است: کت و شلوارهای مینیمالیستی به سبک دهه 90 در سایه های برنزه ، مات و خاکستری کبوتر. بلوزهای ابریشمی با دکمه های مروارید مادر؛ یک کمد لباس کامل از Country Road ، “اولین مارک سبک زندگی استرالیا”. او به نظر می رسید که قصد دارد در خیابان های SoHo غواصی کند یا با یک سافاری (منهای کلاه) سوار شود. اکنون که به آن فکر می کنم ، نمی دانم که آیا این نوع ظاهر تصفیه شده ظاهری ظاهری متناسب با زندگی کنونی جهان وطنی او دارد و در عین حال گذشته ناهموارتر او را یادآوری می کند؟ لباس هایی که او برای کار می پوشید ، حرفه ای بودند – لباس های شیفت ، شلوار کوتاه ، بلیزر – و من یک بار از او پرسیدم که آیا اینگونه لباس می پوشد تا اقتدار خود را در زمینه ای که حداقل در بالاترین حد مردان اداره می کنند ، بدست آورد. اما او گفت که این بیشتر احترام گذاشتن در بالا و پایین ، برای دانش آموزانی است که آنها مشاوره می کند و همچنین رئیس بخش. او بسیار سخت کار کرد و انتظار داشت که بقیه هم چنین کنند. او چند تکه از Issey Miyake را در کمد لباس خود داشت که هنگام لباس پوشیدن آن را پوشید – هنرمندانه ، زیبا و از همه مهمتر ، بسیار خوش ساخت. بعضی از آنها سرانجام به من منتقل شد و آنها دوام آوردند.

زمانی که من و برادرم می آمدیم ، مادرم بیشتر خیاطی را رها کرده بود. او به جای اینکه از صدای شلوغی ماشین هنگام خوابیدن در اتاق دیگر ، اجتناب کند ، به جای آن گره زد. و او شلوغ بود و لباس بچه ها ارزان بود. اما سالها بعد ، وقتی من و برادرم از خانه بیرون بودیم ، او به خانه برگشت ، جین قدیمی را به لحاف های محکم تبدیل کرد که تبدیل به پتوهای پیک نیک و ساحل ما شد. من شروع کردم به شلوارهایی که بچه هایم از زانو درآورده یا از پا درآورده اند.

و سپس سال گذشته من خودم لباسهای قدیمی آنها را برش دادم – بعضی از آنها از همان نوزادی ، با دهانه های مچ پا کوچکتر از مچ دستم ، که من آنها را با دقت مرتب و بسته بندی کردم ، نوع تمرین ورزشی خودم – به مربع های کوچکی که می شد بلوک های ساختمانی برای لحاف نرم و نرم دیگری. مادرم چند جفت را که از دوران کودکی ما حفظ کرده بود ، اضافه کرد و چندین مورد را مادربزرگ من آنها را دوخته است. الاستیک مانند ماکارونی لنگ بود ، اما او آنها را برای دهه ها نگه داشته بود. پارچه ، به هر حال ساخته شده است تا دوام بیاورد ، و هیچ چیز نباید از بین برود.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>