طائفیک ابیاکو ، رئیس دولت ، درباره وسواس خود در مورد کتاب تأمل می کند

پایداری یکی دیگر از جنبه های مهم این برند است. ابیاكو می گوید: “من در سرزمین اصلی لاگوس بزرگ شدم و سیلاب و زباله های اقیانوس زیادی وارد آنجا شد.” “من فکر کردم ، هر کاری که می خواهم با نام تجاری خود انجام دهم ، باید با آن تعصب داشته باشم و در این امر سهیم نباشم.” در حال حاضر ، خط تولید او حدود 70 درصد با پارچه های پایدار ساخته شده است. ساختن مجموعه ها در اطراف هر پارچه ای که او روی آن بیفتد ، لذت بخش است ، نه یک مانع. او می گوید: “این كه من بیرون از جعبه فکر كنم من را به عنوان یك طراح به چالش می كشد.”

آخرین مجموعه Abijako ، با عنوان “جانی فقط بیا” ، تجسم همه این امضاها است. این کتاب از دو کتاب مورد علاقه او توسط داستان نویس فقید نیجریه ای Chinua Achebe الهام گرفته شده است ، دیگر راحت نیست و چیکه و رودخانه. ابیاكو می گوید: “یك موضوع رایج در رمان های آچهبی تلاقی سنت آفریقایی و مدرنیته است ، به ویژه آنكه با تحمیل غرب جلوه گر شده است.” این طراح می گوید هنگام طراحی مجموعه جدید با دیدگاه آچهب ارتباط برقرار کرده است ، زیرا Abijako نیز از ذوب شدن ریشه های نیجریه ای خود با حساسیت بیشتر آمریکایی لذت می برد. وی درباره این کتاب ها می گوید: “آنها دو داستان سنی هستند و من خودم را در آنها می بینم.”

در زیر ، ابیاکاکو ما را از طریق چگونگی الهام گرفتن از دو رمان آچهی برای طراحی های جدید ما راهنمایی می کند.

دیگر راحت نیست

طرح: “این کتاب در مورد اوبی اوکونکوو است ، جوانی حدوداً بیست و شش ساله ، که پس از چهار سال تحصیل در انگلیس به نیجریه بازگشت. اوبی پس از بازگشت به نیجریه ، با دوست خود جوزف در لاگوس می ماند و تلاش می کند تا شغل و مکانی برای خود پیدا کند. اوبی در هیئت بورس تحصیلی شغلی پیدا می کند و تقریباً بلافاصله توسط مردی که سعی در گرفتن بورس تحصیلی برای خواهرش دارد ، رشوه به او پیشنهاد می شود. او همچنان رشوه می گیرد تا زمانی که به نقطه شکست می رسد ، و برای پرداخت بدهی های خود و پایان دادن به این چرخه فساد تلاش می کند. با این حال ، در این لحظه ، هنگامی که او آخرین رشوه خود را گرفته است ، گرفتار می شود. “

“نگاه های الهام گرفته از اوبی ، متمرکز بر تنشی است که وی هنگام بازگشت به نیجریه تجربه کرده است. اولین نگاه برای به دست آوردن تنش و آشفتگی درونی بود که اوبی پس از بازگشت به نیجریه ، و تلاش برای یافتن جایی برای استراحت سر شب ، برای تماس با خانه در تلاش است. او می یابد که قبل از اینکه در نهایت با یک دوست بماند ، دائماً با همه دارایی و چمدان های احساسی خود از یک نقطه به نقطه دیگر می رود. “

عکس: Jacob Tran

“نگاه دوم تلاش خسته کننده بی پایان او را در جستجوی کار در نیجریه ، با لباس غربی نشان داد ، زیرا او متقاعد شده است که تأثیر خوبی ایجاد خواهد کرد.”

عکس: Jacob Tran

چیکه و رودخانه

طرح: “چیك تمام عمر در اوموفیا زندگی كرده است ، تا زمانی كه مادرش او را برای زندگی با عمویش در اونیتشا فرستاد. او هرگز زادگاه خود را ترک نکرده است ، بنابراین هیجان زده است ، اما از آینده خود عصبی است. او داستانهای بسیار خوبی در مورد زندگی در یک شهر بزرگ شنیده است ، با این حال ، مادرش او را از خطرات زندگی در مکانی مانند Onitsha ، واقع در ساحل رودخانه نیجر هشدار می دهد. در طی چند ماه ، چیک در مدرسه دوستان زیادی پیدا می کند و عشق او به فوتبال را در اونیتشا کشف می کند. علی رغم هشدارهای مادر و ترس از رودخانه ، چیك آرزو دارد كه از آن عبور كند و به شهر آسابا برود ، اما شش پنی را كه برای پرداخت هزینه سوار شدن به کشتی نیاز دارد ، ندارد. او با کمک دوستش ساموئل یک سری ماجراها را شروع می کند تا به او برای رسیدن به آنجا کمک کند. هنگامی که سرانجام موفق شد آن را از آن طرف رودخانه عبور کند ، چیک متوجه می شود که زندگی در آن طرف فراتر از انتظارات او است و باید شجاعت را در خانه خود پیدا کند تا خانه اش شود. “

“چیك به عنوان راهی برای ایجاد دوستان بیشتر و جذب زندگی در شهر فوتبال بازی می كرد. این منجر به شوخی بیشتر به نظر می رسد ، که از طریق قطعه لباس ورزشی (پیراهن) نشان داده می شود. “

عکس: Jacob Tran

“چیك یك دوست صمیمی به نام ساموئل داشت و نویسنده سعی داشت از طریق تنش های مختلف ، از بازی گرفته تا مشاجره تا پوشیدن لباس های متناسب ، پویایی در دوستی آنها را نشان دهد. این منجر به دو مدل ظاهری ، با همان لباس اما رنگ متفاوت شد. “

عکس: Jacob Tran

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>