عروسی زمستانی در کوه های کلرادو که در آخرین لحظه بهترین برنامه ها تغییر یافت

در طی بیماری همه گیر COVID-19 ، Vogue ‘هدف ما در پوشش این است که جشن برنامه ریزی عروسی مسئولانه ، به نمایش گذاشتن یک داستان عاشقانه ، و روشن کردن سوالاتی که زوج های نامزد در حال حاضر از خود می پرسند.

برای کسانی که برنامه ریزی عروسی دارند ، اطمینان حاصل کنید که برای اطمینان از ایمنی و کاهش خطر انقباض و انتقال COVID-19 ، تمام قوانین ، دستورالعمل ها و توصیه های CDC مربوط به ایالت و محلی را رعایت کنید.

در روزهای منتهی به عروسی والیس و پیتر ویتکامب ، جهان ناگهان به مکانی کاملاً متفاوت تبدیل شد. والیس ، رئیس مشارکت در نام تجاری کودکان The Dopple ، به یاد می آورد: “رئیس جمهور اولین کنفرانس مطبوعاتی مهم را با آدرس COVID-19 برگزار کرد.” “همه رویدادهای مهم ورزشی در سال لغو شد. و شرکت ها شدیداً از کارمندان خود خواستند که به مسافرت نروند. من و پیتر آن چهارشنبه صبح از دنور با اتومبیل خود را به آسپن – جایی که ما در آن عروسی بودیم – رساندیم و می دانستیم که اتفاق افتادن در لحظه آخر اتفاق می افتد. اما طی 72 ساعت آینده ، عروسی ما از 140 مهمان تأیید شده به 64 نفر رسید. ما پنجشنبه و جمعه را با دوستان بی اعتقاد خود صحبت کردیم ، اما آنها نمی توانستند عروسی ما را بسازید. “

والیس و پیتر ، رئیس ستاد و رئیس مشارکت ها در Trove Recommerce ، در دانشگاه کلگیت دیدار کردند. او یک سال از او بزرگتر بود ، و آنها یکدیگر را می شناختند اما هرگز در طول مدرسه یا سالهای بعدی که هر دو در شهر نیویورک زندگی می کردند قرار نگذاشتند. “اولین باری که سال اول دبیرستانم را ملاقات کردیم ، پیتر خودش را در یک مهمانی معرفی کرد و وقتی به او گفتم اسم من والیس است ، او با من در میان گذاشت که نام خواهر کوچکترش در اصل والیس بود – اما بعداً به یک اسم میانی تبدیل شد و حالا او والیس به یاد می آورد. “من فکر می کنم مدتهاست که از یکدیگر قدردانی می کنیم.” آنها سرانجام پس از بیش از 12 سال که یکدیگر را ندیده بودند ، در بهار 2018 دوباره به هم وصل شدند.

این دو به مدت نه ماه با یکدیگر ملاقات داشتند قبل از اینکه او در ژانویه سال 2019 برای پیوستن به او در سیاتل نقل مکان کند. پیتر در ماه ژوئیه در شهر نیویورک ، مکانی که آنها قبلاً به آن خانه گفته بودند و هنوز هم دوستش دارند ، خواستگاری کرد ، هرچند والیس می گوید او هرگز به عقب نگاه نکرد او می گوید: “من آنقدر عاشق پیتر بودم و هستم که ظاهراً هر بخشی از هویتم به نیویورک گره خورده بود را قطع کردم – چیزی که قبل از ملاقات با پیتر فکر نمی کردم هرگز اتفاق بیفتد.” “همانطور که گفته شد ، بازدید از نیویورک پس از انتقال به سیاتل دشوار بود. سیاتل هرگز به محلی که در خانه خود احساس می کردم تبدیل نشده است. زیبایی طبیعی کاملاً باورنکردنی است – و با این وجود ، چیزی در مورد ایالت واشنگتن وجود داشت که نمی توانستم کاملاً خودم را تسلیم آن کنم. همه اینها را بگویم ، من فکر می کنم قصد پیتر در ژوئیه گذشته در خواستگاری در سنترال پارک نیویورک برای این بود که بتوانیم در مکانی جشن بگیریم که هر دو با آن ارتباط فوق العاده داشته باشیم. “

آنها بلافاصله پس از نامزدی کوههای کلرادو – مکانی با اهمیت مشابه – را به عنوان مکان عروسی خود انتخاب کردند. پیتر اصالتاً اهل دنور است و زمان زیادی را به همراه خانواده به اسکی ، پیاده روی و کوهنوردی در کوهستان پرداخت. پدربزرگ پیتر در واقع اولین پزشک در منطقه دره آسپن بود. پدر پیتر در آسپن بزرگ شد و در آنجا پدر و مادر پیتر ، کاترین و مایکل ویتکومب با یکدیگر آشنا شدند و ازدواج کردند.

این زوج عروسی تابستانی نمی خواستند و انتظار برای پاییز سال 2020 خیلی طولانی بود ، بنابراین با این ایده که مهمانانشان می توانند از تعطیلات اسکی هنگام حضور در جشن لذت ببرند ، تصمیم به عروسی اواخر زمستان گرفتند. والیس توضیح می دهد: “ما آخر هفته 14 مارس را به دلیل صرفه جویی در نور روز كه فقط هفته قبل از 8 مارس بود ، انتخاب كردیم.” “بنابراین چراغ هنگام مراسم فوق العاده زیبا خواهد شد وقتی خورشید پشت کوههای الک فرو می رود.”

امیدهایی از این دست که به آخر هفته عروسی واقعی خود می روند احساس ساده لوحی می کنند و واقعیت مقیاس جهانی و تأثیر همه گیر هرچه بیشتر آشکار می شود. معلوم شد که نور طبیعی در زمان برگزاری مراسم از معدود مواردی بود که طبق برنامه پیش می رفت.

محل اصلی این زوج 20 ساعت قبل از عروسی لغو شد. والیس یادآوری می کند: “ناگهان تمام کارهایی که من انجام داده بودم – تمام جزئیات – کاملاً از طریق انگشتانم فرو ریخت و واقعاً احساس نمی کردم.” “ما بعد از ظهر جمعه سه تغییر مکان مختلف را انجام دادیم تا سرانجام تأیید کنیم که میهمانی عروسی ما در میانه راه از طریق شام تمرین ما برگزار می شود.”

در غیاب محل برگزاری مراسم ، والیس و پیتر تصمیم گرفتند نذرهای خود را در فضای باز و در یک چمنزار برفی که عکاسان آنها پیش بینی کرده بودند ، بگویند. روز آفتابی و ترد بود اما خیلی سرد نبود و میهمانان برای ایجاد راهرویی دور هم جمع شدند. والیس به یاد می آورد: “موسیقی غریبی بود ، اما ما با تشویق و لبخند از راهرو پایین رفتیم.” عروس یک لباس آستین بلند عاج و شکننده با لباس چرمی ابریشمی صورت دوتایی از تاکون ، که زمانی برایش کار می کرد ، پوشید. طی دو ماه سه اتصالات در نیویورک وجود داشت و طراح در هر یک شرکت کرد. در آخرین لحظه ، او عروس را متقاعد کرد که باید حجاب داشته باشد ، بنابراین آنها از Jakob Schlaepfer در سوئیس برای چند متری ابریشم گوسامر دستور سریع دادند و آن را به شیلا میلن در Aspen Stitchworks تحویل دادند ، حجاب کلاسیک زیبا در 48 ساعت. والیس می گوید: “هوا مانند هوا سبک بود و با کمترین نسیم پرواز می کرد و به زیبایی با ابریشم دو چهره سنگین تر در تضاد است.” او با گوشواره های فیروزه ای پرنعمت ناواهو از رالف لورن و پمپ های Manolo Blahnik BB مخمل خاکستری روشن ظاهر را تمام کرد.

پیتر برای عروسی یک لباس بلند لباس هوگو باس پوشید و یک بوکس ابریشمی از چاروت داشت. والیس از پارچه باقیمانده لباسش برای تهیه مربع های جیبی مونوگرام استفاده کرد ، که صبح روز عروسی آنها را به پدرش ، پدر پیتر و پیتر هدیه داد – و همه آنها در روز می پوشیدند.

“یک احساس وحدت و اتحاد باورنکردنی بین همه طرفین وجود داشت [at the ceremony]، “والیس به یاد می آورد. وی افزود: “همه افراد حاضر در این دو روز چگونگی تکامل یا تحول عروسی را دیده بودند. من در بسیاری از عروسی ها رفته ام – تقریباً همه آنها ظاهراً مطابق برنامه و زیبایی بوده اند – و این کاملا صادقانه و واقعی احساس می شود. فاقد هرگونه نمای بود که اجازه می داد همه چیز ، به جز دلیل اساسی ما برای حضور در آنجا ، از بین برود. آن لحظه که سرانجام گفتیم “می کنم” به شدت توسط ما احساس شد – آنچه در 72 ساعت گذشته و طی 15 سال از اولین ملاقات ما گذشته بودیم ، همه رسما پشت سر ما بود. فکر می کنم من و پیتر از بودن در خط پایان راحت بودیم در حقیقت تقریباً متاهل است و سپس ازدواج می کند – نه 72 ، 36 ، یا 24 ساعت با آن لحظه فاصله دارد و نه با مداوم سقوط. برای آن 20 دقیقه ، همه چیز ثابت بود. فقط خنده ، لبخند و اولین اشکهای شاد سه روزه وجود داشت. »

به دنبال این مراسم ، میهمانان در The Bar Jerome’s Library تجمع کردند و قبل از اینکه برای پذیرایی به پینونز بروند ، یک ساعت کوکتل داشتند. والیس از این زمان استفاده کرد تا با کمک مادرش ، مادر پیتر و دوست خانوادگی مارتا داگلاس ، چیدمان نشستن در لحظه آخر را رقم بزند. والیس اذعان می کند: “ما در حال تغییر تغییرات در آخرین لحظه و تأیید شراب ها بودیم. “قلبم می تپید. اما من به اطراف نگاه کردم و فهمیدم که ما به آن دست یافته ایم و این جشن عروسی ما بود – هرچند دور از برنامه اولیه ای بود که طی کرده بودیم. “

بعد از اینکه تازه عروس ها کیک خود را بریدند ، دیجی مایکل ناکاگاوا شروع به کار کرد. والیس می گوید: “ساعت های رقص بعد از آن بیشترین لذت را داشتم که در هر عروسی داشته ام – شاید به این دلیل که عروسی ما بود یا به دلیل آزادی خارق العاده ای که در آن زمان برای جشن گرفتن بود.” “در یک لحظه ، ما برای مدت پنج دقیقه از بین رفتیم تا مجوز عروسی خود را با بسیاری از داوطلبان امضا کنیم تا به عنوان شاهد امضا کنیم. ما اجازه می دهیم همه آنها امضا کنند. سپس به زمین رقص برگشتیم و تا پایان مهمانی آنجا را ترک نکردیم. “

حالا ، والیس اغلب به مکالمه ای می اندیشد که چند هفته قبل از عروسی با دوست نزدیک مری نلسون سینکلر داشت. والیس به یاد می آورد: “او به من زنگ زد و در حین مکالمه با هشدار به من گفت که مهم نیست هر چقدر غروب کاملاً بگذرد ، چیزی وجود دارد که بعد از آن به آن نگاه کنی و آرزو کنی که کاش جور دیگری می کردی.” “من فکر می کنم طنز در این است که کمی درست پیش رفته است ، چطور تقریباً هیچ جنبه ای از طرح اصلی در روز عروسی ما وجود نداشته است. و حتی در این صورت ، عروسی ما فوق العاده بود – مراسم بسیار ناب ، ساده و اصیل بود. و یک زیبایی باورنکردنی و واقعی در بسیاری از مهربانی های همه کسانی بود که هم ظاهر شدند و هم برای برگزاری عروسی ما گرد هم آمدند. “

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>