لورن اویلر درباره حسابهای جعلی و انتقادات

لورن اویلر نوعی منتقد ادبی است که نویسندگان پوست لاغر را وادار می کند دو بار در مورد اندیشه خود در صفحه فکر کنند. او یک بار زیر سوال رفته اگر اهل نیویورک نویسنده جیا تولنتینو تا به حال کسی را ملاقات کرده بود که زیبا نبود (بسیار خوب!) و ادعا کرد که پرفروش ترین رمان است خاک آمریکا می توانست “شاید کمی از خودباوری بیشتر استفاده کند” (. منصفانه). با خطوط در لندن بررسی کتاب، نیویورک تایمز، بافلر، و بیشتر ، Oyler اغلب در پدیده های آنلاین مانند ظهور محبوب طالع بینی و اثر بی ثبات کننده شبکه های اجتماعی بر سلامت روان جمعی ما بیش از یكی از انتقادات وی ویروسی شده است ، كاری كه در نوع خود برای این ژانر رقم خورده است ، اما بیشتر به دلیل نداشتن احساساتی بودن فوق العاده است. اگرچه انتقادات وی اغلب تیز است ، اما این باعث فدای تفاوت های جزئی نمی شود.

اکنون ، او تلاش خود را به رمان خود معطوف کرده است ، حساب های جعلی ، که بخش عمده ای از انتقادات وی را به موقع تقسیم می کند ، با یک قهرمان که احساس می کند کسی را که در توییتر دنبال می کنید – یک نویسنده اینترنتی که در شهر نیویورک زندگی می کند. راوی ناشناس در می یابد که دوست پسر چند ساله او زندگی دوم را به عنوان یک تئوریسین محبوب توطئه آنلاین در آستانه مراسم تحلیف دونالد ترامپ پنهان کرده است ، اما همانطور که او در راهپیمایی زنان 2017 همان آخر هفته دریای کلاه های بیدماهی صورتی را می زد ، او دوست پسر قبل از اینکه بتواند با او مقابله کند در یک تصادف عجیب می میرد. در حالی که در یک شیدایی مخاطره آمیز از شبکه های اجتماعی رها شده اید ، راوی به برلین فرار می کند ، و شروع به یک ولگردی و قدمت آنلاین دوستانه و دیگر حماقت های مهاجران می کند.

این کتاب جزئیاتی از زندگی اویلر را نشان می دهد – نویسنده ای اغلب برای اینترنت ، که به صورت نیمه وقت در برلین زندگی می کند – و روند ادبی معاصر را که اغلب مورد انتقاد قرار می دهد ، تقلید می کند ، مانند ساخت خودکار و ساختار چندپاره ای که توسط جنی آفیل رواج یافته است. گروه گمانه زنی ها، برای کشف تنش و عدم تمایز بین شخصیت های واقعی و آنلاین ما. اگر مانند بسیاری از جمعیت ، معتاد به شبکه های اجتماعی هستید ، این کتاب به طریقی کاملاً خاص طنین انداز می شود.

ELLE.com با نویسنده درباره چگونگی برخورد او با صدای انتقادی درونی ، احساس آرامش در مورد سم زدایی از شبکه های اجتماعی و اینکه چگونه توانسته است در تار کردن خطوط شخصیت آنلاین خود از طریق داستان ، قدرت پیدا کند ، صحبت می کند.

من اولین بار در مورد کتاب شما بعد از دیدن چیزهایی شنیدم یک توییت از امیلی گولد که شما را “عوضی عظیم” می نامد اما سپس رمان را به عنوان “فوق العاده عالی” ستایش می کند. چگونه نظری از این قبیل را باز می کنید؟

هان فکر نمی کنم منظور امیلی این بود که عوضی بودن لزوما چیز بدی است. ما خیلی عادت کرده ایم که انتقادهای کم و بیش مثبت را ببینیم یا فقط انتقادات را به سختی زیر سوال ببریم ، اما نه یک نوع انتقاد تند از کتاب ، بنابراین من بیش از آنچه فکر می کنم عوضی هستم. اما منظورم این است كه كاملاً این چیزی است كه من می خواستم دنبالش باشم – كتاب را به اندازه كافی خوب كنید تا مردم نتوانند شما را شكلك كنند ، درست است؟ امیدوارم که همه اینها را دنبال کنند.

تصور می کنم این کار به عنوان شخصی که کتاب ها را مرور می کند واقعاً چالش برانگیز بود. چگونه توانستید آن صداهای انتقادی را خاموش کرده و بنویسید؟

من فکر می کنم بسیاری از افراد احتمالاً اکنون تحت فشار منتقدان فرضی هستند. رسانه های اجتماعی همه را در این موقعیت قرار می دهند که شما دائماً تصور می کنید چگونه چیزی به اشتباه پیش می رود یا کمترین سخاوتمندانه چیزی را که ممکن است انجام شود ، می گیرد. چقدر احتمال دارد که کسی موفق شود؟ جنبه ای از رمان وجود دارد که راوی دائماً افکار خواننده را پیش بینی می کند و او سعی می کند تفکر خود یا رفتار او را توجیه کند. بنابراین من فکر می کنم این یک مسئله گسترده تر است و فقط مربوط به این واقعیت نیست که من “عوضی” هستم. [Laughs]

منتقد آکا! با خواندن انتقادات شما ، من از میزان اقتداری که شما تصور می کنید تحت تأثیر قرار گرفته ام – به عنوان یک نویسنده ، من همیشه برای گفتن هر یک از اینها با “حق من چیست” دست و پنجه نرم می کنم. من کنجکاوم که از کجا برای شما ناشی می شود.

من فکر می کنم این امر تا حدی ناشی از بزرگ شدن در مکانی است که مردم علاقه زیادی به موارد مشابه من نداشتند. من در طوفان ، ویرجینیای غربی ، شهری کوچک بین چارلستون و هانتینگتون بزرگ شدم ، و کاملاً بدجنس نبودم ، اما اگر به یک مدرسه خصوصی خوب در شهر نیویورک می رفتم ، همانطور که ممکن بود تشویق نمی شدم. . من باید یاد بگیرم که از طریق اعتراض و انتقاد و عقب نشینی از همه طرف به روند تفکر خود اعتماد کنم – زیرا احساس می کنم ، و شاید برخی از افراد مخالف باشند ، که من قبل از گفتن آنها درباره چیزهای زیادی فکر می کنم ، و این بخشی از جایی است که احساس اعتماد به نفس از آن ناشی می شود. اما من پارانویای ناشی از شبکه های اجتماعی دارم.

شما در مورد شبکه های اجتماعی به عنوان منتقد مطالب زیادی نوشتید – چه چیزی باعث شد که بخواهید از موضع ادبی به موضوع نزدیک شوید؟

این ایده وجود دارد که به طور دوره ای شناور می شود و می گوید که رمان رئالیستی برای پاسخگویی به سرعت و تکنولوژی روز مجهز نیست ، و شما نمی توانید اینترنت را در رمان قرار دهید و همچنان ادبی باشد زیرا اینترنت ذاتاً چسبناک و زودگذر است و هیچ چیز در آن مهم نیست و همه در آن نوعی احمقانه هستند. ما این ایده راجع به داستان ادبی داریم ، که باید بسیار مرتفع باشد و به بزرگترین مسائل زندگی بشر توجه کند ، اما من فکر می کنم اجبار به نوعی زودگذر بودن و تمایل به احمقانه بودن در جمع بدون فکر کردن زیاد در مورد آن انگیزه بسیار انسانی من به این ایده از رمان واقع گرایانه و نقل قول از “رمان سنتی” علاقه مند بودم که قرار است با اینترنت و رسانه های اجتماعی ناسازگار باشد.

روند نوشتن شما چگونه بود؟

وقتی به فکر نوشتن این رمان افتادم ، بلافاصله صدا به سراغم نیامد. من واقعاً با آن دست و پنجه نرم می کردم. و سپس من نسخه ای از پاراگراف اول را نوشتم ، که دارای این لحن بسیار بدبینانه تر ، کمی پیچیده و با کیفیتی کنایه آمیز ذاتی است که واقعاً برای من جذاب است ، و سپس از آنجا رفتم.

یک نکته ای که من خیلی به آن فکر کردم این است که این احتمال وجود دارد که مردم به نوعی کتاب را به صورت اتوبیوگرافی بخوانند و از قهرمان داستان چیزی در مورد من بگیرند. من با این شخصیت احساس قدرت کردم و این شخصیت جعلی را ساختم که هنوز قطعاً به خود واقعی من مرتبط بود.

برای من کاملا وحشتناک به نظر می رسد.

من فکر می کنم این شخصاً توانمند کننده است زیرا فکر نمی کنم کسی برایم مهم باشد که جزئی خاص یا یکی از چیزهایی که قهرمان داستان می گوید به من منتسب شود. ممکن است به من نسبت داده شود یا نباشد و زنده نگه داشتن هر دو احتمال در کل متن موردی است که من به آن توجه داشتم. من فکر می کنم آنچه در مورد تجربه هنر و همچنین ساختن آن جذاب است این است که به شما امکان می دهد نمایندگی خود را ایجاد کنید. در محدوده کار می توانید کم و بیش هر کاری که می خواهید انجام دهید. من فکر می کنم برای مردم بسیار مهم است که حداقل یک حوزه زندگی داشته باشند که در آن شما بتوانید به نوعی کنترل کنید که چگونه کار می کند.

من مصاحبه های زیادی را با نویسندگانی شنیده ام و خوانده ام که از تصور اینکه بخشی از رمان آنها زندگی نامه ای است ناامید شده اند و آنها یک نکته دارند ، اما همچنین فکر می کنم روند نوشتن رمان همان روشی است که شما در آن کشیده اید همه چیز از زندگی شما شما فقط آنچه را در ذهن خود دارید که می توانید تصور کنید یا تجربه کنید. اکنون ، به طور فزاینده ای ، ما در زمانی زندگی می کنیم که فقط چیزهای زیادی درباره یکدیگر می دانیم ، و آنچه که من سعی می کنم در کتاب نشان دهم این است که ساخت شخصیت آنلاین در مقابل ساخت یک نقل قول از “شخصیت واقعی” فرآیند مایع نمی توانید به یک چیز اشاره کنید و بگویید واقعی است و جعلی است. قطعاً چیزهایی وجود دارد که دروغهای ساده است ، اما روشهای زیادی وجود دارد که می توانید بدون دروغ گفتن چیزهایی را جعل کنید و به نوعی ، با نه کاملاً صادق بودن ، این طبیعت داستان به طور سنتی است – این که با گفتن چیزی نادرست چیزی درست می گوید.

به عنوان یک منتقد ادبی ، امیدوارید که کتاب شما چگونه دریافت شود؟

اول از همه ، من می دانم که این یک سوال ترفندانه است ، اما امیدوارم که این فقط به عنوان یک تفسیر در رسانه های اجتماعی دیده نشود ، زیرا من فکر می کنم بحث در مورد رسانه های اجتماعی حتی در حال حاضر می تواند از بین برود ، مانند: “اوه ، این چیزی است که اتفاق می افتد در اینترنت این یک اینترنت نویسنده من ایده آل نیستم که یک نقل قول ، “نویسنده اینترنت” در نظر گرفته شوم. من نویسنده ای در نظر خواهم گرفت که یکی از موضوعاتش اینترنت است.

“من با این کار احساس قدرت می کردم ، و این شخصیت جعلی را ساختم که هنوز قطعاً با خود واقعی من ارتباط داشت.”

آیا رابطه شما با شبکه های اجتماعی از زمان همه گیری تغییر کرده است؟

من باید بگویم نه ، اما این به این دلیل است که من قبلاً کاری نداشتم ، بنابراین من همیشه در خانه خود در کامپیوتر بودم و همچنان در خانه خود روی کامپیوتر بودم. من از اینکه بیداری نداشته ام و به من اجازه می دهد برای همیشه از آن خارج شوم ، ناامید شده ام. من پارسال پنج ماه استراحت کردم ، و این به نوعی خوب بود ، اما آنقدر که آرزو کردم تغییر نکرد. من بدیهی است که از رسانه های اجتماعی بسیار بهره مند می شوم – زندگی حرفه ای من قطعاً ارتباط زیادی با 10 سال حضور در توییتر دارد – و من فکر می کنم فقط تماشای مردم و دیدن اینکه آنها در این شبکه چه کاری انجام می دهند و چگونه پاسخ می دهند بسیار جذاب است. تفسیر چیزها این فرصتی شگفت انگیز برای تماشای رفتارهای بسیاری از افراد است.

به نظر شما مردم چه کتاب ها یا نویسندگانی را باید بیشتر بخوانند؟

تا آنجا که نویسندگان معاصر پیش می روند ، من فکر می کنم میریام تووز شایسته توجه بیشتری است. من رمان پاتریک دوویت را دوست داشتم خروج فرانسه، که وقتی اکران شد خیلی مورد توجه قرار نگرفت (و همین حالا که آن را جستجو کردم ، هیچ تصوری از ساخت یک فیلم نداشتم). همیشه می توان درباره افراد بیشتری گفت آخرین سامورایی و هلن دویت (فکر می کنم هیچ ارتباطی با پاتریک ندارد). جوان سیلبر ، پرسیوال اورت. من فکر می کنم به راحتی می توان گفت که بیشتر نویسندگان ترجمه که شهرت چندانی ندارند ، شایسته توجه بیشتری هستند. اشتباه در کتابهای ترجمه شده در ایالات متحده دشوار است زیرا تعداد کمی از نویسندگان ترجمه می شوند و کسانی که ترجمه می کنند معمولاً از مشهورترین نویسندگان در کشور خود هستند. این یک مشکل است ، زیرا در ایالات متحده ما نمی دانیم که در فرهنگ ادبی معاصر در کشورهای دیگر چه می گذرد ، اما این یک روش مفید برای محدود کردن جستجوی شما است. Daša Drndić ، جنی Erpenbeck ، Alina Bronsky (من دوست داشتم گرمترین غذاهای غذاهای تارتار) خاطرات Tove Ditlevsen ، سه گانه کپنهاگ، در ماه ژانویه توسط FSG دوباره صادر می شوند ، و من در مورد آنها نوشتم و آنها را دوست داشتم. من هنوز به کتاب فکر می کنم آب و هوای عجیب و غریب در توکیو توسط هیرومی کاواکامی ، که چند کتاب دیگر نیز در اینجا دارد.

این محتوا توسط شخص ثالث ایجاد و نگهداری می شود و برای کمک به کاربران در ارائه آدرس های ایمیل خود ، در این صفحه وارد می شود. شما می توانید اطلاعات بیشتری در مورد این و محتوای مشابه در piano.io پیدا کنید

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>