ما از فاجعه در تگزاس جان سالم به در بردیم ، اما اگر دیگر بتوانیم اینجا زندگی کنیم ، تغییرات آب و هوایی ما را متعجب می کند

چند روز قبل از برق ، و سپس آب در خانه ما در شهر هیوستون در حین آنچه طوفان زمستانی هزار ساله نامیده می شد ، خارج شد ، من در همسایگی خود در باغ او یک لیوان شراب می نوشیدم. او با کمی شوخی گفت: “دفعه دیگر که می خواهید تخلیه کنید ، اینجا را تخلیه کنید.” لورا با اشاره به آشپزخانه تازه بازسازی شده اش ، آن طرف درهای دوجداره شیشه ای اشاره کرد. لورا حیوانات خانگی زیادی دارد و یک مولد دارد و یک تگزاس بومی است. او هرگز تخلیه نمی شود. من تقریباً 19 سال پیش از بروکلین به تگزاس رفتم و علی رغم تصدی که داشتم ، هرگز نمی مانم. فصل طوفان در تگزاس تاول زده است و اجتناب ناپذیر از دست دادن قدرت چیزی نیست که من بخواهم آن را به خطر بیندازم. من یادداشت ذهنی نوشتم تا در ژوئن هنگامی که فصل طوفان آغاز می شود ، به لورا پیام بدهم و در بلوک نیمه خانه در سرمای مرطوب قدم زدم.

هوا طی روزها از سرد به استخوان سرد به رکورد شکنی تبدیل شد ، و در پایین نوجوانان قرار گرفت و ERCOT ، سازمان تنظیم مقررات برق غیرانتفاعی مرموز ، روشنفکر مانند تگزاس ، برای جلوگیری از خراب شدن جبران ناپذیر شبکه ، برق را در سراسر ایالت خاموش کرد. . ما با اتومبیل ، صندوق پستی و مبلمان پاسیو از خواب بیدار شدیم – زیرا فوریه در تگزاس هوای پاسیو ایده آل است – پوشیده از برف درخشان. سگ من به حیاط خانه ما دوید و سپس به سرعت در داخل خانه قدم زد ، بلورهای یخ روی خز سفید او شکل گرفته بودند.

مدارس تعطیل شدند ، بنابراین بسیاری از کودکان که در بلوک ما زندگی می کنند ، از کودکستان ها ، تا نوجوانان ، از خانه های خود بیرون می روند ، تخته های بوگی و شناورهای استخر را می کشند تا از آنها به عنوان سورتمه های شیفت استفاده کنند. صدای خنده هایشان را از آشپزخانه ام می شنیدم. دختر نوجوان خودم بدون استفاده از هوای سرد در اتاقش ماند تا اینکه او را برای قدم زدن در اطراف بلوک بیرون آوردم. هوای یخی را استشمام کردیم و احساس زنده بودن کردیم به شکلی که شاید از حدود قرن گذشته قرنطینه شروع نکرده ایم. پیش از این در تگزاس برف باریده است ، اما تا زمانی که من در اینجا زندگی کرده ام ، هیچ وقت غبارروبی بیشتر نبوده است. هوا سرد بود ، اما خورشید می درخشید ، و جهان به نظر می رسد دگرگون شده ، جدید است. امیدوار. چند ساعت بعد برق قطع شد و سرزمین عجایب تاریک شد.

تمایل من به فرار با هر بار بروز بحران آب و هوایی یک شوخی در میان دوستان و همسایگان است. من بازی می کنم من شرمنده نیستم. وقتی هوای مرگبار پیش بینی می شود ، من بدم نمی آید که خانواده ام را به دالاس یا کالج ایستگاه بکشانم ، فقط برای طوفان طوفان یا گرمسیری که چرخش لحظه آخر را انجام دهند و کاملاً دلتنگ ما شوند. اما این بار تخلیه گزینه ای نبود. جاده ها در کل ایالت تگزاس یخ زده بودند. جایی برای رفتن نبود. برای اولین بار از زمان نقل مکان در اینجا ، مجبور شدم آن را بیرون بیاورم.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>