من می خواهم آنچه آنها (تقریبا) داشتند: کاپیتان فون تراپ و بارونس شریدر

عشق چیز بسیار پر زرق و برق است ، به ویژه وقتی از بیرون به آن نگاه می کنید. در این ستون جدید، ما در حال بررسی زوج های مشهوری هستیم که به ما در آینده عاشقانه خود امیدوار می شوند و سعی می کنیم از پیوندهای مستند آنها آنچه می توانیم یاد بگیریم.

بیشتر اوقات ، این ستون برای ستایش زوجی در دنیای واقعی وجود دارد که نحوه ارتباط آنها با یکدیگر یا در چشم مردم به نوعی الهام بخش است. با این حال ، امروز ما آن را به سال 1965 با قدردانی از داستان عشق بزرگ در مرکز درام موسیقی محبوب باز می گردانیم صدای موسیقی؛ نه ، نه بین کاپیتان فون تراپ خوش تیپ و فرماندار ماریا ، که در واقع به هم می رسند (خرابکار – اما در واقع ، اگر هنوز فیلم را تماشا نکرده اید ، قصد داشتید؟) ، اما رقیب سابق و ماریا: بارسای خمیده ، کاملاً سفت و بسیار تند و زننده السا شریدر.

من همیشه ماریا را دوست داشتم – چه هیولایی دوست نداشت؟ – اما وقتی فیلم را به تازگی با خانواده ام دوباره تماشا کردم ، طبق سنت تابستانی ، من تحت تاثیر قرار گرفتم که چقدر شوخ و خوب بود ، سرد بارونس بود ، و چقدر منطقی از بازی او برای … اجازه دهید فقط می گویند ، نوعی کاپیتان متوسط ​​، اما فوق العاده داغ. بارونس دائما در حال پرتاب کردن شگفت انگیز است کلمات خوب مانند “هیچ چیز برای یک مرد غیرقابل مقاومت تر از زنی نیست که عاشق اوست” (از تجربه شخصی صحبت می کنم ، خواهش می کنم تفاوت داشته باشد ؛ اما خط هنوز هم عالی است) ، و شما احساس می کنید که او یک جادوگر با کوکتل است تکان دهنده (آیا او در مورد کل جنگ جهانی دوم یک ترسو است؟ مطمئنا ، اما چه کسی کامل است؟)

در نهایت ، این صحنه جدایی بین کاپیتان و بارونس است که واقعاً من را به او می فروشد. وقتی بارونس نوشته روی دیوار را می بیند ، کاپیتان را به ضرب و شتم می زند و می گوید: “من از شما خوشم نمی آید ، من واقعاً فکر نمی کنم شما مرد مناسب من باشید. شما خیلی مستقل هستید و من به کسی نیاز دارم که به شدت به من نیاز دارد … یا حداقل به پول من به شدت نیاز دارد. ” برای من عقل سنجی در حالی که قلب شما شکسته می شود ، برای من تعریف سبک است. من فکر می کنم نورا افرون موافقت می کند ، و واقعا ، چه تعارف بالاتری می توانم از او داشته باشم؟ بارونز شریدر با جدایی از کاپیتان جدایی را متوقف می کند: “در جایی بیرون خانمی وجود دارد که فکر می کنم هرگز راهبه نخواهد شد. به امید دیدار، عزیزم ، “و از آنجا خارج می شود ، احتمالاً به هفت گلوله بچه گانه فکر می کند که او در حال فرار است.

شاید من نسبت به بارون تعصب دارم زیرا واقعاً بیشتر از ماریا شبیه او هستم. من به عنوان یک پرستار بچه شستشو داشتم ، نمی خواندم مگر اینکه در کارائوکه مست باشم ، و صادقانه بگویم ، من خواهد دوست پسر برجسته و ثروتمند من می خواهد هفت فرزند مزاحم خود را به “یک چیز کوچک لذت بخش به نام مدرسه شبانه روزی” بفرستد. بعلاوه ، از لحاظ مد ، من از بغل کردن چهره شریدر استقبال می کنم va-va-voom لباس و ژاکت های منجوق روی لباسهای خسته کننده ماریا (یا ، خدای نکرده ، عادت راهبه اش). می دانم ، می دانم ، ماریا قهرمان است ، اما بیا … چه کسی این کار را می کند شما بهتر است با آن مشروب بخورید؟ کاپیتان فون تراپ ممکن است انتخاب خود را انجام داده باشد ، اما تنها چیزی که من می گویم این است که من آرزو می کنم ای کاش او متفاوت انتخاب می کرد – و من تنها کسی نیستم.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>