چگونه با ضرر پاک نشدنی سال گذشته کنار بیاییم؟

اما بسیاری از افرادی که تازه شروع به اشتراک گذاری دیدگاه جدید من کرده اند ، احتمالاً فقط با از دست دادن خود کنار می آیند. در زندگی من ، به نظر می رسد که از دست دادن وقت سخت ترین حالت توسط مادر 79 ساله من و بزرگترین فرزند نوجوان من احساس شده است. برای آنها ، گذشت یک سال معنادارتر از آن است که برای من – میانسالی مانند یک کویر طولانی از یکنواختی میان زندگی گسترش یافته است.

مادرم یک سال وقت را با نوه هایش ، با دوستانش از دست داد. زندگی او کاملاً کوچک شده است و دنیای خارج از آپارتمان او بسیار بسیار دور احساس می شود. او اکنون کاملا واکسینه شده است اما ترس از ویروس فروکش نکرده است. واکسن نمی تواند ترسی را که به او تحمیل کرده است درمان کند. ترسی که برای حفظ امنیت وی ضروری بود اما دیگر به درد شما نمی خورد. و خسارت یک سال تنهایی با ناپدری ام بسیار سنگین بوده است – پارکینسون او بدتر است ، هر دو احساس می کنند که به طور چشمگیری پیر شده اند. آنها (مثل همه ما) با مرگ و میر خود وسواس پیدا کردند ، و به حق نیز چنین بود. آنها بیشتر چرت می زنند. شکننده تر به نظر می رسند

آیا می توان این وسواس جدید درباره مرگ و میر فرد را لغو کرد؟ آیا شخص می تواند به حالت عادی برگردد؟ مادرم چگونه آخرین سال مرگ دوستان و اضطراب مرگ قریب الوقوع را پاک می کند؟ آیا او وانمود می کند که مجبور نبود یک سال خودش را حبس کند؟ یا جای زخم یک سال مرگ قابل جبران نخواهد بود؟ دکتر آنتونی فاوسی نگران یک بحران سلامت روان پس از کووید است و می گوید: “آسیب های طولانی مدت این چند وجهی“اکنون برخی از تأثیرات را می توان مشاهده کرد ؛ همه گیری باعث افزایش وزن ما شده است: 61٪ از آمریکایی ها” تغییر وزن نامطلوب را گزارش کردند. ” و 67٪ آمریکایی ها “از زمان ابتلا به همه گیری همه گیر ، بیشتر یا کمتر از آنچه می خواستند می خوابند.”

یک سال برای کسی که 80 بار یک سال زندگی کرده خیلی طولانی نیست ، اما برای 17 ساله من یک سال طولانی است. پسر نوجوان من سال ابتدایی خود را از دست داده است. او در اتاق خواب خود کمین می کند ، و از پدر و مادر که منبع اصلی او برای زندگی بوده اند ناامید است. او از بحث ، دوستان ، SAT II (که اکنون دیگر برای همیشه از بین رفته اند) ، سفرهای مدرسه ای ، کنگره مدل و همه موارد دیگری که نوجوانی را تشکیل می دهند از دست رفته است. بخشی از سالهای نوجوانی ضرورت جدایی از والدین است. وقتی دنیا چنین مکانی خطرناک است چگونه عصیان می کنید؟

من تشخیص می دهم که خسارتی که مادرم و پسرم تجربه کرده اند و در واقع خسارتی که من دیده ام ، در طرح جهانی نسبتاً خفیف است. من یکسان بودن هر روز را مهم نیستم ، هرچند می دانم که امسال را به عنوان تاری از روزهایی که با هم خرد شده اند به یاد می آورم. هوشیار بودن 23 سال به من کمک بزرگی کرده است. من توانسته ام از طریق زوم به جلسات AA خود بروم و ابزارهایی داشته ام که به من کمک کرده تا سالم بمانم. من سعی می کنم فقط به آنچه در مقابلم است تمرکز کنم. هفته بعد یا حتی فردا خیلی گیر نمی کنم.

ما تازه در ابتدای فکر کردن هستیم که کجا می رویم – و کجا بوده ایم. داستانهای بسیاری از رنجها وجود خواهد داشت که در تابستان امسال کشف خواهند شد ، مانند فسیل هایی که پس از ذوب شدن یخ زدگی از زمین حفر شده اند. امیدوارم این داستان ها گفته شود. گرچه آنها ممکن است داستانهای دردناکی از رنج باشند ، اما در نهایت داستانهایی از قدرت و مقاومت انسان در همه ما خواهند بود.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>