چگونه موهای من مرا از اخبار کابل گرفته تا شغل رویایی ام سوق می دهد

این لباس عوارض زیادی به بار آورد: به لطف تمام آرایش های تلویزیونی من شکستگی هایی را تجربه کردم و از آنجا که من اکستنشن هایی داشتم که با موهای واقعی من مخلوط شده بودند ، به دلیل گرمای مداومی که برای آماده شدن دوربین لازم بود ، موهای خودم شروع به شکستن کردند. سرانجام متخصص پوست و موی من برای عشق محکم و سختی من را نشاند و توضیح داد که موهای من نازک است. وی توضیح داد ، اگر من از لباسهای اضافی تنگ استفاده می کردم ، در نهایت به آلوپسی کششی مبتلا می شوم ، نوعی طاسی که زنان سیاه پوست با پسوند به ویژه حساس هستند. من به او گفتم كه حذف آنها را در نظر خواهم گرفت ، اما این تماس آسانی نبود. از این گذشته ، من آنها را برای سرگرمی نپوشیده ام بلکه برای کارم بوده ام.

بعد اتفاق غیر منتظره ای افتاد. بعد از اینکه آرایشگر پسوندهای من را برداشت ، تصمیم گرفتم کمی بدون آنها بروم. به هر حال قرار نبود چند روز در تلویزیون باشم. اما نماینده تلویزیون من تماس گرفت تا به من اطلاع دهد كه یكی از قدرتمندترین افراد در كار اخبار می خواهد صبح روز بعد با من ملاقات كند. من وقت نداشتم که پسوندها را مجدداً وارد کنم. جلسه را شرکت کردم. در حالی که دقیقاً شبیه کلی گاف ، باربی نیوز نبودم ، اما هنوز هم من بودم و فهمیدم که واقعاً همه چیز مهم است.

آن جلسه آغاز پایان شخصیت اخبار باربی من بود. من به آرامی از پوشیدن پسوندهای روی هوا راحت شدم. همه تایید نکردند. یک دوست پسر مسن یک بار از نگاه قبلی من در هوا به عنوان “خوش تیپ تر” نام برد. برخی از آرایشگران شبکه به آرامی من را برافروختند تا به ظاهر “جذاب تر” خود برگردم. اما به جای نگاه کردن به گذشته ، تماس واقعی خود را پیدا کردم. مارا بروک آکیل ، خالق نمایش های کلاسیک مانند دوست دختر ، کار من را به عنوان یک روزنامه نگار دنبال کرده بود ، و به من پیشنهاد داد به عنوان یک نویسنده در مجموعه تلویزیونی خود کار کنم ، مری جین بودن بنابراین من از یک زن سیاه پوست در اخبار کابل به نوشتن برای شخصیتی که یک زن سیاه پوست را در اخبار کابل به تصویر می کشد رسیدم. حتی یک نفر در مری جین بودن برایم مهم بود که مو یا آرایش چگونه است ، و فهمیدم که هرگز خوشحال تر نخواهم شد.

امروز ، من برای جنس و شهر راه اندازی مجدد و درست مثل آن. اولین نمایش من ، دنیای شکوه تاج ها ، لنگ ها و حلقه ها، در صحنه مرکز بالتیمور جریان دارد. این صحنه شامل مونولوگ ها و صحنه هایی است که دل درد و شوخ طبعی را به تصویر می کشد و اغلب رابطه بسیاری از ما با موهایمان را مشخص می کند ، خصوصاً در جامعه ای که به شدت به موهای زنان سیاه مشکی می ورزد. این نمایشنامه با الهام از تمام سالهایی که به موهایم اجازه دادم بسیاری از زندگی حرفه ای ام را شکل دهند. اما در نهایت این یک نامه عاشقانه به زنان ، به ویژه زنان سیاه پوست است. زیرا چه بخواهیم موهای خود را طبیعی ، آرام ، در نوارهای کشیده و یا در حالت اکستنشن بپوشیم ، در نهایت این بدن و انتخاب ماست – و اینکه چگونه موهایمان را بپوشیم ، هیچ ارتباطی با نحوه قضاوت در مشاغل ما ندارد.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>