چگونه EMDR درمانی به من کمک کرد تا در یک سال دلهره آور شفابخشی پیدا کنم

چند ماه قبل از اینکه دنیا برعکس شود ، تصمیم گرفتم زندگی ام را منظم کنم. من عصبی بیرون از دفتر روان درمانگر یونیون اسكوئر منتظر دکتر جیلیان اوشیا براون ، نویسنده كتاب بودم اختلال استرس پس از سانحه مجتمع شفابخشی: راهنمای پزشک. در شرف شروع درمان EMDR (حساسیت زدایی و پردازش مجدد حرکت چشم) بودم. هم هیجان زده بودم و هم وحشت زده شده بودم. من در مورد روند کار که شبیه هیپنوتیزم بود خواندم و خودم را تصور کردم که مجبورم از یک هدست رباتیک با چراغ های چشمک زن استفاده کنم. من دوستی داشتم که تحت درمان قرار گرفت و از جلساتش آرامش خارق العاده ای یافت – من می دانستم که این تجربه از نظر عاطفی شدید خواهد بود اما همچنین می تواند مفید باشد. من ترسیده بودم و شک داشتم ، اما در عین حال آماده بودم که بیشتر به روان خود بپردازم.

در سال 1987 ، دکتر فرانسیسین شاپیرو ، روانشناس ، متوجه شد که حرکت چشم هایش از این طرف به آن طرف در حالی که می اندیشید افکار دشوار است ، حال او را بهبود می بخشد. با شیفتگی ، او تحقیق و توسعه EMDR را ادامه داد. دکتر شاپیرو پیشنهاد می کند تقریباً ده یا 20 خاطره پردازش نشده وجود دارد که بیشتر درد زندگی ما را بر عهده دارد. از آنجا که نتایج بیش از 30 مطالعه کنترل شده تصادفی مثبت طی سه دهه گذشته اثبات شده است ، اثر درمان EMDR در درمان PTSD کاملاً اثبات شده است. چنین یافته هایی سازمان بهداشت جهانی را در سال 2013 اعلام کرد که درمان رفتاری شناختی متمرکز بر ضربه (TF-CBT) و EMDR تنها روشهای روان درمانی است که در درمان مبتلایان به PTSD توصیه می شود.

هدف EMDR پردازش آسیب روشی است جدا از بازگو کردن ساده داستان ، که می تواند از نظر عاطفی بسیار شدید باشد. این در هشت مرحله کار می کند: تاریخ گرفتن ، آماده سازی مشتری ، ارزیابی ، حساسیت زدایی ، نصب ، اسکن بدن ، بسته شدن و ارزیابی مجدد اثر درمان. درمانگر ابتدا در مورد تاریخچه مشتری اطلاعاتی کسب خواهد کرد ، در عین حال به آنها کمک می کند تا احساس ایمنی در بدن ایجاد کنند. از اینجا ، حافظه های اصلی شناسایی و پردازش مجدد می شوند. در حالی که خاطرات دردناکی را تحمل می کنید ، از تحریک دو طرفه در نقاط خاصی از درمان استفاده می شود. برخی از این روش ها حرکت چشم از این سو به آن طرف (با هدایت دست درمانگر) ، پالس های الکتریکی متناوب از دستگاه تراپلسی است که در هر دو کف دست نگه داشته می شود ، هدفون با صدای متناوب که از گوش به گوش بوق می زند یا عینک هایی با چراغ چشمک زن. این امر براساس اولویت فردی و سطح راحتی مشتری انجام می شود.

هنگامی که خاطرات از این طریق دوباره پردازش می شوند ، مغز شما مسیرهای عصبی جدیدی ایجاد می کند. طبق گفته مایکل جی کویرک ، یک درمانگر EMDR در سانفرانسیسکو ، “مغزی که می تواند تغییر کند قادر است احساسات قدیمی را آرام کند ، روش های جدیدی برای پاسخ گویی یاد بگیرد و تفکرات و احساسات را به گونه ای دیگر تفسیر کند. روشی که فکر می کنید ، احساس می کنید و در نتیجه آسیب دیدگی پاسخ می دهید ، می تواند بازنویسی شود و بهبود آن امکان پذیرتر شود. ” این روند در مغز ، پلاستیک عصبی نامیده می شود و در نهایت باعث ایجاد ارتباطات مثبت و جدیدی با واقعه اصلی می شود ، مانند “خطر آسیب از بین رفته است و من اکنون سالم هستم.” مغز می تواند از آسیب روانی بهبود یابد ، درست همانطور که بدن از ضربه جسمی بهبود می یابد و به کسی اجازه می دهد تا از محل خودآگاهی به جای تهویه عمل کند.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>