یک بانوی اول برای همه ما: در جاده با دکتر جیل بایدن

“بیش از سرد بود!” بایدن می گوید وقتی از او در مورد آن شب می پرسم. “اوه ، من نمی توانستم جلوی لرزش زانوهایم را بگیرم.” او می خندد. “آیا از نظر شما احساساتی نبود؟ این فقط یک ملاقات نبود. من یک رابطه عاطفی واقعی با ملت ناواهو احساس می کنم. آنها می دانستند که من سرد هستم و زن پشت سر من آمد و آن پتو را به دور من بست. آنها مراقبت درمورد من.”

شب قبل از شروع تعقیب جیل بایدن در سراسر کشور ، تصمیم گرفتم در کاخ سفید تازه تقویت شده قدم بزنم تا بفهمم صبح روز بعد دقیقاً چگونه می توانم را بدست آورم. مات و مبهوت بودم و دیدم که شمشیربازی وحشیانه سیاه و سفید ، بلندی به اندازه درختان کهنسال برجسته ، بالا رفته و فهمیدم که برای رسیدن به ایستگاه بازرسی ، مانند چیزی خارج از جنگ سرد برلین ، باید تا کجا راه بروم. محیط کاخ سفید همچنان جلوتر می رود – خزش امنیتی ، همراه با همه احساسات پلیس-دولت ، هرچه بیشتر از شبکه شهر را جمع می کند.

اما صبح روز بعد که وارد کاخ سفید شدم ، هیچ چیز منعکس کننده ای نیست جز یک دسته از افراد حرفه ای خوب و بی نظیر حرفه ای DC –کار کردن. آن روز دکتر بایدن در حال سخنرانی برای راه اندازی مجدد نیروهای پیوستن در سالن شنای خالی در ساختمان دفتر اجرایی قدیمی ، کنار بال غربی بود. تعداد انگشت شماری از مطبوعات ، کارمندان و سرویس های مخفی در دسترس خواهند بود ، اما هیچ مخاطبی مشتاق و هیجان انگیز از دعوت به کاخ سفید – فقط دیوار شناخته شده کاشی های ویدیویی انسان در پشت تریبون – هیجان زده نیست. هنگامی که دکتر بایدن در صحنه ظاهر شد ، صدای یک تولید کننده از سیستم صوتی بیرون آمد: “هر زمان که شما آماده باشید و کار را شروع کنید …” او خودش را جمع کرد و شروع به کار کرد. “این کار این است شخصی به من ، “او گفت. “پدر من در جنگ جهانی دوم علامت گذاری نیروی دریایی بود و با لایحه GI به دانشگاه رفت. عشق او به این کشور بخشی از هر کاری بود که انجام داد و او به ما ، پنج دخترش ، انگیزه داد تا آمریکا را از چشم او ببینیم. “

وقتی کارش تمام شد ، او بی صدا از صحنه خارج شد. “و بنابراین ما شروع می کنیم!” او به خصوص به هیچ کس گفت ، و سپس خندید. از بسیاری جهات ، دکتر بایدن برای این لحظه کاملاً کالیبره شده است – تاکنون ، یک ریاست جمهوری تقریباً بدون شکوه. او به افرادی که در محیط رسمی هستند و گاهی در مورد چگونگی خطاب قرار گرفتن او دست و پا می زنند ، می گوید: “اوه ، لطفا ، با من جیل تماس بگیر.” “بنشین پایین،” او می گوید ، با خنده ، هنگامی که مردم برای یک ثانیه بیش از حد در حضور او می ایستند. اسنوس می گوید: “یک چیز تزئین نشده وجود دارد که من فکر می کنم او برای آن ارزش قائل است.” “و او کاملاً به مهارت در دیگران مشکوک است.”

پس از سخنرانی ، موتور سیکلت 12 اتومبیل وی که آژیرهای زنگ خطر را به صدا درآورد ، با سرعت از پوتوماک به آرلینگتون ، ویرجینیا رفت. (من به او گفتم: “مسافرت با سرعت اتومبیل حتماً طاقت فرسا است.” “او جواب داد:” خنده دار است. “در راه رسیدن به فرودگاه ، به جو گفتم:” همه ترافیک کجاست؟ “و بعد فهمیدم … اوه ، بله ، آنها متوقف کردن ترافیک. “) در آرلینگتون ، شارلین آستین ، همسر وزیر دفاع ، لوید آستین ، از جمله او را مورد استقبال قرار داد تا از تور نظامی OneSource ، مرکز منبع و مرکز تماس اعضای خدمات و خانواده های آنها بازدید کند. . در میان خبرنگاران کاخ سفید که امروز او را دنبال می کردند – همه زنانی که بسیاری از آنها دولت ترامپ را تحت پوشش خبری خود قرار می دادند – بحث و گفتگوی زیادی وجود داشت ، تقریباً شکایت داشت که آنها اکنون چه مقدار اطلاعات بیشتری دریافت می کنند: این همه ایمیل! بازخوانی کامل تماس های رئیس جمهور بایدن با رهبران خارجی در همان روز وارد صندوق ورودی آنها می شود – در مقابل پنج روز بعد فقط با یک جمله گفت که این اتفاق افتاده است ، که معمولاً به همان خوبی بود که در مورد ترامپ وجود دارد.

هنگامی که دکتر بایدن از مرکز تماس بازدید می کرد ، زنی که در اینجا کار می کند از او به خاطر وقت و توجه خود تشکر کرد. دکتر بایدن گفت: “نه ، متشکرم شما. ما به شما احتیاج داریم واقعاً این خانواده ها ناامید هستند … اگر فرزند شما خوشحال نباشد ، تمام دنیای شما از هم می پاشد. شما به آنها امید و شادی می بخشید. ” وقتی تور پایان می یافت ، او با یکی از اعضای ارتش صحبت کرد که به او گفت وقتی او و همسرش “خیلی سخت با سازگاری با زندگی نظامی” از مرکز تماس برای یافتن مشاور استفاده می کردند. “آیا شما با همسرتان هم مشاوره کردید؟” جیل پرسید. او گفت ، در ابتدا ، اما در نهایت. “خوب ، شما دارند به ، “او گفت. “شما در یک هستید ارتباط

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>