یک بریتانیایی در آمریکا مصاحبه با مگان مارکل اپرا را حس می کند

از همان ابتدا شرارت مطبوعات انگلیس ، مضر و غیره ، برای من حیرت انگیز بود.

ایمیل روزانه، با نشان دادن تصویر نامزدی پرنس هری و مگان مارکل در صفحه اول ، مناسب دید که از روزنامه نگارشان سارا واین (همسر مایکل گاو سیاستمدار که دو بار ناموفق برای رهبر حزب محافظه کار نامزد شد) عنوان کند ، “بله ، آنها” دوباره با شادی عاشقم پس چرا من یک نگرانی مبهوت درباره این تصویر نامزدی دارم؟ ” (وبستر کلمه “niggling” را چنین تعریف می کند: “آزار دهنده یا مداوم خصوصاً به روشی کوچک یا خسته کننده”. با این وجود ، این کلمه یک انتخاب شگفت آور به نظر می رسید و از صفحه پرید ، همانطور که احتمالاً قصد آن بود).

من قبلاً با ماشین آلات مطبوعات مطبوعاتی تحت پوشش پادشاهی بریتانیا درگیر بودم كه در سال 1993 به نپال اعزام شدم تا دیدار مادر پرنس هری ، پرنسس دیانا ، را برای مأموریت های جذامی در آنجا برای یكی از آنها گزارش كنم. اولین من Vogue تکالیف پاتریک جفسون ، دبیر خصوصی درباری شاهزاده خانم ، عملاً از ما خواهش کرده بود که نرویم ، و توضیح داد که با سیستم استخر (به موجب آن یک یا دو عکاس یا روزنامه نگار انتخاب می شود تا شاهزاده خانم را در بعضی از بازدیدهای خود همراهی کند ، و متعاقباً آنها را جمع می کند تصاویر یا نوشتن با دیگران) ، ما هرگز به شاهزاده خانم دسترسی نخواهیم داشت. آنا هیچ کدام را نمی شنید ، بنابراین من را به لانه شیر فرستادند.

من وارد شدم Vogueکلاه مارکی که آنا برای تحقیر عمیق من اصرار داشت من آن را بپوشم ، تا کشف کند که به معنای واقعی کلمه صدها خبرنگار سلطنتی و عکاس سخت کار وجود دارد ، علاوه بر خود خوب من ، عکاس Dewy Nicks و دستیار او ، موجودیت آنها توسط بقیه اعضای مطبوعات که به زودی به ما لقب هوی ، دیویی و لوئی را دادند خنده دار بود. در کلاه های خودمان مانند یک سه جوجه اردک به نظر می رسیدیم. همه ما در یک فرودگاه بی نظم در پشت خنجرها در فرودگاه مأموریت یافتیم تا ورود شاهزاده خانم هنگام فرود آمدن را مستند کنیم. پرنسس دایانا با چسبان آبی آسمانی از هواپیما پیاده شد ، پشت به ما کرد و در عوض برگشت تا کوماری یا دختران الهه کودک صف آرایی برای استقبال از او استقبال کنند. متأسفانه ، همانطور که به زودی متوجه شدیم ، “نوارهای Squidgy” معروف – ضبط شده نامشخص از مکالمات تلفنی بسیار صمیمی شاهزاده خانم با سرگرد جیمز هویت – آن روز توسط خورشید، و پرنسس حال و هوای توپ بازی نداشت. در حقیقت ، پیمان ناگفته ای که روزنامه ها در هم شکستند ، برای تمام سفر خود به گروه مطبوعات پشت کرد تا کسی نتواند حتی یک تصویر قابل استفاده به دست آورد. جو منازل مطبوعاتی ، اجازه دهید برای شما بگویم ، مسخره نبود. پرنسس ، اتفاقاً ، فقط یکبار نگهبانش را کنار گذاشت. تقریباً در روز چهار یا او در خارج از كلبه ای در یك جامعه جذامی در تپه های دور كه ​​ساعت ها برای رسیدن به ما زمان لازم بود نشسته بود و با برخی از پزشكان و بزرگان روستا ارتباط برقرار كرد. او یک لحظه به بالا نگاه کرد ، ما را دید Vogue در میان هیاهوی ذره بین پاپاراتزی سرپوش گذاشت و خندید. ما تصویر جلد خود را دریافت کردیم. من منحرف شدم.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>