یک رسوایی کاملا انگلیسی: میخانه ها فقط … خوب

میخانه ها باز هستند. من نمی خواهم از جمله ستون نویسانی باشم که به دلیل کلیک های نفرت آمیز خوانندگان را طعمه می زند و با اظهارات گسترده درباره کنترل مرزها و قایق های مهاجر ، اختلاف نظر را برمی انگیزد ، اما من میخانه را دوست ندارم.

این هفته ، وقتی هزاران نفر را تماشا می کردند که به سمت سوراخهای محلی خود می روند وقتی ساعت ساعت نیمه شب روی قفل شلتر می خورد ، مدام فکر می کردم: چرا همیشه در مورد میخانه چنین سر و صدا وجود دارد؟ میخانه ها فقط مشکلی ندارند. با این حال مردم دیوانه میخانه هستند ، و منظور من انگلیسی هاست. میخانه یک نهاد انگلیسی است ، مانند خانواده سلطنتی یا Nigella یا Brexit ، سنگ بنای جامعه ماست. فرهنگ اجتماعی ما حول میخانه می چرخد: نوشیدنی های تولد ، لباسهای مجلسی بعد از کار ، شبهای شنبه و بعد از ظهرهای یکشنبه. (تعداد بیدار شدن در مراسم خاکسپاری در اتاقهای پشت میخانه های آرام شما را متحیر می کند.) بریتانیایی ها برای خانه های عمومی جادو می کنند (یک نوار چسبیده از یونیون جک را که در تعطیلات بانکی می ترکد اضافه می کنند و آنها واقعاً سرشان را از دست می دهند) ، اما آنها بیش از حد دفاع می کنند “حق میخانه” بودن آنها گفتن اینکه میخانه را برای یک بریتانی دوست ندارید ، مانند این است که بگویید در مورد تنفس کلافه هستید.

من قدردانی می کنم که بسیاری از آمریکایی ها این مطلب را می خوانند که شاید از ظرافت یک میخانه نمونه برداری نکرده اند ، که ممکن است یکی دیگر از چرخه های خبری انگلیس را با وسواس در میخانه تماشا کند و به اشتباه تصور می کند که چیزی فراتر از نشستن و نوشیدن در آرامش یک میخانه اتفاق می افتد سطح این نیست هسته اصلی این رویداد ، خود رویداد ، سفارش و نوشیدن نوشیدنی است. همین است ، همین. گاهی اوقات یک جوک بوکس وجود دارد ، گاهی اوقات وجود ندارد. و من به شما قول می دهم که اتفاق دیگری رخ نمی دهد. شما می نوشید و کمتر هوشیار می شوید. این میخانه فقط برای من کاملاً سرگرم کننده است که همه چیز جنجال برانگیز است ، این وظیفه دقیق یک باشگاه است و باشگاه ها در جاهای دیگر وجود دارند.

وقتی فهمیدم که یک مرد میخانه نیستم ، سعی می کنم تمرین کنم زیرا بیشتر جنبه های این میخانه برای حساسیت های من جذاب است. من همسرانم را خیلی دوست دارم ، مخصوصاً وقتی که یک میز میان وعده بین خودمان داشته باشیم. من عاشق یک تیپل هستم ، و می توانم برای یک Sancerre کاملاً حیرت آور باشم ، اما هرگز در نیمه هفته هفته کاری خود به خواب میخانه ای در انتهای رنگین کمان شرکت نمی روم. سیستم صف کشیده کاملا گیج کننده است و هر بار که در یک میخانه به راحتی به استراحت می پردازید ، دوباره دور خود را باز می کنید. مانند بستنی غیر لبنی ، من می توانم میخانه را معده کنم ، اما هرگز مایل نیستم آن را انتخاب کنم.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>