55 اندیشه ای که هنگام بازبینی “حماسه گرگ و میش: ماه نو” داشتم

عکس: عکس سهام Alamy

می دانم ، می دانم ، ما به طور سیستماتیک از هر نقطه بزرگ و کوچک طرح اصلی عبور کردیم گرگ و میش فیلم سینما؛ اما – به خاطر تنبیهی که دارم – من به سادگی نمی توانم کریستن استوارت و رابرت پتینسون را به ترتیب به عنوان یک دختر مدرسه و خون آشام جرقه ای ترک کنم. بیایید ببینیم که این بچه های دیوانه (به علاوه تیلور لاتنر در نقش جیکوب) در قسمت دوم فیلم چه می کنند گرگ و میش حق رای دادن ، می کنیم؟

  1. اوه ، وای ، این یک است بسیار ماه بزرگ صفحه را پر می کند مناسب به نظر می رسد.
  2. موهای بلا از آخرین فیلم رشد کرده است ، اما ادوارد مثل همیشه درخشان است. آنها در مزرعه ای با مادربزرگ بلا هستند؟ اوه ، صبر کن ، در واقع بلا آینده است.
  3. چرا پدر بلا همیشه برای من اینقدر آشنا به نظر می رسد؟ من می توانم او را IMDb کنم ، اما نمی کنم.
  4. بلا در مدرسه است و قول می دهد که اگر او و بقیه دوستانش برای عکس گرفتن به مادرش فکر کنند که او یک زندگی کامل و کامل دارد و همیشه از خوردن خون آشام ها خسته نمی شود ، تکلیف دوستش را (ضعیف) انجام دهد.
  5. کسی که تصمیم گرفت ادوارد را وادار کند همیشه به بلا نزدیک شود ، یک نابغه است.
  6. تولد بلا است ، و او همه از پیر شدن وحشت کرده است. عزیزم ، شما 18 ساله هستید و یک دوست پسر مرده دارید. آروم باش.
  7. اوه ، این یعقوب است! تنش آشکاری بین او و ادوارد وجود دارد ، و بلا مسخره می کند که او چقدر عصبانی است ، که بی ادب است.
  8. جیکوب به بلا برای جشن تولدش یک بلاگر خواب می دهد که ادوارد را عصبانی می کند. سرفه ، بازنده مالکیت ، سرفه.
  9. ادوارد می گوید: “بلا ، تو همه چیز را فقط با تنفس به من می دهی.” من تیم جیکوب را در نظر بگیرید.
  10. واقعاً هرگز نمی تواند من را بخنداند که چقدر آرایش پنکیک سفید روی کالن ها استفاده می شود تا آنها را از افراد غیر خون آشام متمایز کند. متأسفانه ، آنها قبل از اینکه بفهمم کانسیلر من دقیقاً شبیه کلاس هشتم است ، شبیه من هستند.
  11. سوال: چرا کالن ها به مدرسه می روند؟ اگر من خون آشام بزرگسال بودم ، به سادگی می تکانیدم.
  12. صحنه فلش بک مجاور شکسپیر با جنس عجیب و غریب. هوم
  13. وقت جشن تولد بلا است! فراموش می کنم ، آیا روزالی هنوز برای او عوضی است؟
  14. بله ، روزالی هنوز برای او عوضی است.
  15. آه ، بلافاصله یکی از هدایای خود را باز می کند و همه خون آشام ها ، به ویژه جاسپر ، وحشت زده می شوند ، زیرا آنها <3 خون دارند. ادوارد ... بلا را به دسته ای بشقاب می اندازد؟
  16. ادوارد به خاطر تلاش برای کشتن دوست دخترش عذرخواهی می کند و او در پاسخ می گوید: “من معمولی نمی خواهم. من تو را می خواهم.” اوف بسیار خوشحالم که نسلی از دختران نوجوان بزرگ شدند و این پیام را درونی کردند.
  17. OMG ، ادوارد بلا را کاملاً کنار می گذارد. او بدیهی است که نمی خواهد ، اما او و کالن ها از چنگال خارج می شوند ، که … منصفانه است.
  18. بلا به سمت جنگل فرار می کند و گم می شود ، سپس توسط یک فرد پاره پاره شده پیدا می شود و نامش فراموش می شود.
  19. سام است! سام یار پاره است.
  20. این قسمتی از کتاب است که استفنی مایر آن را خالی گذاشته است. نمادین
  21. اوف جدایی بدترین است. حس میکنم بلا. منظورم نه در مورد “خون آشام قدیمی ترسناک” ، بلکه به طور کلی دلشکستگی است.
  22. بلا با جسیکا ، معروف به فرشته من آنا کندریک ، خرید می کند ، اما او چیزی نمی خرد ، زیرا معروف است که مانند دیگر دختران نیست.
  23. برخی از بچه های موتور سیکلت وحشتناک سعی می کنند دختران را مورد حمله قرار دهند ، و بلا هم احتمالاً در تلاش برای جلب توجه ادوارد به دختران است. متأسفانه ، این بار ، او به طرز جادویی از هیچ جا ظاهر نمی شود ، زیرا او روی صفراوی یک شخص حرکت می کند.
  24. خدایا ، تحویل خط آنا کندریک در این فیلم بسیار خوب است.
  25. بلا ، جیکوب و موهای بلند و زرق و برق دارش ، چند موتورسیکلت قدیمی خرابکار را برای رفع مشکل به ارمغان می آورد. عاشقانه در حال شکل گیری است!
  26. دوستان جیکوب برای ملاقات با دختری به او حمله می کنند ، اما به وضوح دوست داشتنی هستند و بلا در واقع با یک غیر خون آشام سرگرم می شود. ما دوست داریم آن را ببینیم!
  27. متأسفانه بلا هنوز کابوس های جیغی دارد. 🙁
  28. ظاهراً سام در رزرو بسیار مهم است و فالوورهای زیادی را به خود جذب می کند که این امر یعقوب را آزار می دهد. تصور می کند برخی چیزهای غیر انسانی دیگر در راه است!
  29. بلا معتاد به مجروح شدن است. او همچنین به جیکوب می گوید: “تو خیلی زیبا هستی” که … خط خوب ، ملکه.
  30. در دبیرستان ، همه شایعات داغ درباره کشته شدن کوهنوردان توسط یک خرس محلی است. هوم!
  31. بلا با دوستانش به سینما می رود ، اما همه به جز مایک و جیکوب وثیقه می گذارند و همه چیز فوراً عجیب می شود.
  32. مایک مجبور است در فیلم خشن بازی کند ، و جیکوب صاحب او برای این فیلم است. منظور داشتن!
  33. بلا در حال تبدیل شدن به خانم کوچک سیگنالهای ترکیبی با جیکوب است ، که می گوید تسلیم نمی شود ، با وجود این واقعیت که من شخصاً فکر می کنم باید. تقریباً انگار من در این فیلم حضور ندارم.
  34. یعقوب “واقعاً داغ” است – نه که راه می رود ، و التماس می کند و می گوید تب دارد. به بلا گفته می شود که او مونو دارد ، اما اجازه ملاقات ندارد.
  35. اوه ، اوه ، سکانس “پاره شدن یعقوب با موهای زائدش در زیر باران” را آغاز کنید. او نمی داند چه اتفاقی برایش می افتد ، اما هنوز به اندازه ای سالم است که کلن ها را مسخره کند.
  36. بلا توسط جیکوب رها می شود و فقط دل شکستگی او را بیشتر می کند و خیال پردازی های مکرر در مورد معاشقه با ادوارد در مرغزار خود را ادامه می دهد.
  37. هی ، این لوران است ، خون آشام فرانسوی! بلا دروغ می گوید و به او می گوید کالن ها هنوز در آنجا هستند ، زیرا دیداری از ادوارد به او می گوید. باشه.
  38. لوران توضیح می دهد که دوست بد او ویکتوریا می خواهد بلا را بکشد ، زیرا ادوارد همسر او را کشت و منصفانه منصفانه است. بلا لوران را تهدید می کند ، اما او از راه درست می بیند.
  39. گرگ ها (هشدار خرابکار ، “خرس” گرگ بود!) لوران را بدرقه کنید ، اما پدر بلا آنچه را که او می بیند باور نمی کند.
  40. بلا برای کسی که ظاهراً از جانش می ترسد ، بطور وحشتناکی شکم های جیکوب را لمس می کند.
  41. یعقوب توضیح می دهد که قبیله او ، Quileute ، ظاهراً از گرگ ها هستند و می توانند تغییر شکل دهند. (هوم.)
  42. بلا برای ملاقات با مردان گرگ می رود و می بیند که یکی از آنها بعد از اینکه او را عصبانی می کند درست مقابل او تغییر شکل می دهد. لعنتی ، حتی CGI بد نیز بسیار جالب است ، باید بگویم.
  43. ما با امیلی ، نامزد سام ، که به وضوح مورد ضرب و شتم قرار گرفته است ، ملاقات می کنیم و می آموزیم که سام گرگ آلفا است و گرگ ها مدتی است به طور جمعی سعی در فرار از خون آشام های بد دارند. همچنین ، گرگ ها ممکن است سریعتر از خون آشام ها باشند. لعنتی!
  44. بلا و جیکوب در ساحل قدم می زنند و او سعی می کند او را متقاعد کند که خشونت آمیز نیست ، اما به نظر نمی رسد که کار کند.
  45. رویارویی بین گرگ ها و ویکتوریا! این دعوایی است که من دوست ندارم در آن شرکت کنم.
  46. خدایا ، من فراموش کردم که بلا به معنای واقعی کلمه سعی می کند از صخره بپرد تا دوباره با ادوارد واقعی متحد شود ، اما ادوارد خیالی او را متقاعد می کند که این کار را نکند.
  47. اوه ، مثل … در واقع این کار را می کند. با این حال ، او خوب است و بعد از غواصی در لبخند لبخند می زند و ظاهراً بعد از جدایی تقریباً یک ثانیه درخشان می ماند تا زمانی که امواج او را بیرون می کشند.
  48. بار دیگر بلا بلافاصله نجات می یابد ، این بار توسط یعقوب. (تعجب!)
  49. همه چیز بین بلا و جیکوب تقریباً بخار می شود ، اما سپس کالن ها دوباره ظاهر می شوند. ابتدا آلیس ، که فکر می کرد بلا به دلیل مشاهده پرش از صخره کاملاً مرده است. نمایشگاه!
  50. آلیس یک کل B در مورد یعقوب و بقیه گرگ ها است ، زیرا ظاهراً بین گرگ ها و خون آشام ها رقابت بین جامعه ای وجود دارد. هر روز چیز جدیدی یاد می گیرید.
  51. IDK ، آیا من دیوانه هستم که فکر کنم بین آلیس و جیکوب تنش جنسی وجود دارد؟
  52. اوه ، احساسات رومئو و ژولیت! ادوارد فکر می کند بلا مرده است ، بنابراین او نیز به ولوتوری (خون آشام های ترسناک ایتالیایی) می رود تا سعی کند بمیرد.
  53. بلا ادوارد را در ایتالیا دنبال می کند ، جایی که به او می گوید: “من نمی توانم در دنیایی زندگی کنم که تو وجود نداشتی.” ببخشید اما اوه
  54. بلا سعی می کند خود را فدای ادوارد کند (R&J ، عزیزم! سرانجام ، زبان انگلیسی نهم در حال نتیجه دادن است!) ، اما فرمان ولتوری او یا باید کشته شود یا به خون آشام تبدیل شود. حدس بزنید کدام را انتخاب می کند؟
  55. خوب ، اساسا ، بلا را می توان به خون آشام تبدیل کرد ، و فقط در صورت ازدواج با ادوارد. صدای زنگ عروسی را می شنوم! برای قسط بعدی اینجا ملاقات می کنید؟

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>