56 اندیشه ای که هنگام بازنگری در گرگ و میش داشته ام

امروز ، شانزدهم ژوئیه ، یک روز بسیار خاص است. بله ، اتفاقاً 28 سالگی من است (واقعیتی که من به اندازه کافی فریب نمی خورم که فکر کنم هر کسی که این موضوع را بخواند به آن اهمیت می دهد ، اما به هر حال من آن را ذکر می کنم زیرا من یک سرطان علاقه مند به توجه هستم) ، اما همچنین روزی است که گرگ و میش حق رای دادن به نتفلیکس برخورد می کند. فیلم اول بلا سوان (کریستن استوارت) را دنبال می کند که او به یک شهر کوچک در شمال غربی اقیانوس آرام منتقل می شود و توجه یک خون آشام مرموز ، جرقه ای و ارواح (رابرت پتینسون) را به خود جلب می کند. بیایید در خواستگاری آنها تازه شویم ، نه؟

  1. ما در یک عکس از سبزترین جنگل ممکن ، کامل با گوزن ، باز می شویم ، زیرا بلا در مورد چگونگی مرگ خود کار می کند. آیا … عجیب است که نوجوانان اینقدر به این فیلم وسواس می ورزند؟
  2. فراموش کردم بلا ققنوس را ترک می کند زیرا مادر و شوهر جدیدش می خواهند سفر کنند. برای رفتن به خانه پدرش ، به فورکس ، واشنگتن ، بروید!
  3. اوه ، او فقط یک پلیس نیست ، بلکه او است رئیس پلیس فهمیدم.
  4. من قول می دهم که این فیلم را تمام مدت تحت نگاه لزبین قرار ندهم ، اما … مرد ، آنها به کریستن استوارت واقعاً زنانه مدل دادند.
  5. OMG ، این یعقوب و بیلی بلک است! آکا تیلور لاوتنر با موهای بلند و روان! مرد ، از زن صحبت می کند.
  6. بلا به عنوان هدیه بازگشت به خانه یک کامیون قرمز خنک دریافت می کند و از این موضوع بسیار هیجان زده است. من به عنوان مادر جدید هوندا فیت دست دوم ، به جایی می آیم که او می آید. هرچند همه در دبیرستان جدید او درباره ماشین او بی ادب هستند ، زیرا بچه ها جوجه هستند.
  7. وای ، جهنم کامل والیبال کلاس بدنسازی را فراموش کردم.
  8. سلام ، آنا کندریک به عنوان یک کارگر شاد است! او در این نقش بسیار خوب است.
  9. دوستان جدید بلا ، اریک ، مایک ، و جسیکا ناهار را با او می خورند و اریک تهدید می کند که برای کاغذ مدرسه ویژگی هایی را روی او انجام می دهد ، که … شهر کوچک ، حدس می زنم. به هر حال ، او آن را از بین می برد.
  10. اوه ، جهنم بله ، این کالن ها است.
  11. من می دانم که کولن ها از نظر فنی یک میلیارد سال قدمت دارند ، اما به نظر نمی رسد که آنها در دبیرستان باشند.
  12. وقت ادوارد کالن! خدای من ، آنها واقعاً پایه های عاج را برای او سنگ تمام گذاشتند.
  13. LMAO ، من همچنین فراموش کردم که ادوارد بیشتر وقت خود را در حضور بلا می گذراند و به نظر می رسد قصد دارد برف (چون خون او بوی خوبی از او می گیرد یا چیزی دیگر؟). به هر حال ، او قابل درک است.
  14. خردمندی سن واقعاً برداشت فرد از این فیلم را تغییر می دهد. حالا من درست مثل “اوه ، خون آشام هستم یا نه ، ادوارد احمق است.”
  15. طبق “چیزهای بی اهمیت” در گوشه صفحه من ، لیلی کالینز برای نقش بلا سوان در نظر گرفته شد. جالب هست!
  16. ادوارد شروع به پرش از مدرسه می کند ، احتمالاً برای جلوگیری از بلا. یا شاید او از مدرسه متنفر است.
  17. در یک لحظه ، بلا خانه خود را بدون پوشیدن کت ، بلکه بزرگترین جفت دستکش هایی را که دیده ام ترک می کند.
  18. دوستان مدرسه بلا بسیار آزار دهنده هستند ، تا حدی که من می توانم ببینم چرا او آنها را به خاطر یک خون آشام خسته کرده است.
  19. دوباره دوباره ، حداقل آنها با بلا خوش برخورد هستند ، که به نظر نمی رسد زیاد جذاب باشد.
  20. ما دوباره در کلاس بیو با ادوارد هستیم ، که – باید گفت – واقعاً می تواند یک پیراهن خاکستری را از پا بپاشد.
  21. زمان تغییر رنگ چشم برای ادوارد! ظاهراً از هوس و هوس از سیاه به قهوه ای طلایی تغییر می کنند. او این مسئله را مقصر چراغ های فلورسنت می داند ، اما ما بهتر می دانیم.
  22. یک تصادف رانندگی جزئی در پارکینگ مدرسه رخ داده است که شامل بلا شده است (اگرچه ادوارد لباس او را نجات می دهد) ، این به ما فرصتی می دهد تا با دکتر کالن ، پدر پرورشی کالن ها آشنا شویم. نوع نگاه او بسیار خنده دار است به طوری که نمی توانم تمام مدت حضورش در صفحه را بخندم ، بنابراین واقعاً نمی دانم چه اتفاقی می افتد.
  23. بلا از اینکه ادوارد چگونه سریع او را نجات داد گیج شده است. فوق العاده قدرت و سرعته عزیزم!
  24. مایک از بلا می خواهد که مراسم جشن شب را برگزار کند ، اما او به او می گوید در عوض از جسیکا بپرس. وحشیانه ، همانطور که اولیویا رودریگو ممکن است بگوید.
  25. من واقعاً طرفدار ادوارد با یک نخل نیستم ، می گویم.
  26. بلا هر زمان که ادوارد باشد ، اعتیاد به کنار گذاشتن چیزهایی دارد که یکی از قسمتهای قابل تکرار این فیلم است.
  27. ادوارد به بلا ، به قول بسیاری از پیرمردهای خزنده قبل از خود ، به بلا می گوید: “اگر هوشمند بودی ، از من دور می شدی.”
  28. بلا و دوستانش برای رزرو که جیکوب در آن زندگی می کند به گشت و گذار می پردازند و ما می فهمیم که بین Cullens و Quileutes در آنجا (که گفته می شود از نژاد گرگ هستند) مقداری گوشت گاو وجود دارد.
  29. من هستم در حال مرگ در فلاش بک های سایه دار که کالن ها را در لباس قدیمی پوشیده شکار می کند.
  30. ظاهراً ، کولن ها هر وقت هوا برای “پیاده روی و کمپینگ و وسایل” آفتاب بود ، مدرسه را از دست می دهند. یا اینکه نمی توانند در زیر نور خورشید دیده شوند ، زیرا برق می زنند؟ نه اینکه از خودم پیشی بگیرم …
  31. بلا و دختران فانی اش در حال خرید لباس مجلسی هستند ، و هنگامی که او جدا می شود ، گروهی از بچه های خزنده وحشت زده او را محاصره می کنند. خوشبختانه ادوارد برای نجات او از هیچ جا بزرگ نمایی می کند و بچه ها عقب می روند.
  32. بسیار خوب ، اکنون جیغ به پایان رسیده است ، اما ادوارد هنوز قدرت خود را برای بلا توضیح نمی دهد.
  33. یکی از دوستان پدر بلا از “حمله حیوانات” مرده است ، اما ، اوه ، احتمالاً اینطور نیست ، درست است؟
  34. بلا برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد کالن ها شروع به تحقیق می کند و چیزهای زیادی درباره ارواح در سراسر جهان می آموزد. من واقعاً مکنده هر صحنه نمایش هستم.
  35. مجبور شدم این صحنه معروف را دو بار عقب برگردانم چون خیلی می خندیدم: ادوارد سرانجام بلا را به یک میدان می برد و اجازه می دهد که نور خورشید او را بگیرد. حدس بزن چی شده؟ برق می زند. او در حالی که درخشان بود ، به او گفت: “این پوست یک قاتل است ، بلا.”
  36. اوه ، آنها در یک زمین دروغ می گویند. عشق واقعی است ، حتی اگر او تشنه خون او باشد.
  37. باشه، این صحنه مورد علاقه من در کل فیلم است: ادوارد بلا را به عمارت جنگل الاغ غول پیکر خود دعوت می کند ، و آنها با والدین و خواهران و برادرانش که قضاوت مطلوبی دارند در پاتوق شرکت می کنند.
  38. “آیا او حتی ایتالیایی است؟” از روزالی کالن ، با صدای تندترین صدای ممکن ، می پرسد ، زیرا همه بر اساس این واقعیت که نام بلا بلا است ، غذاهای ایتالیایی می پزند.
  39. اوه ، بنابراین فقط ادوارد نیست که برای بوی خون بلا شاخدار است. همه آنها با بوی او وسواس دارند ، حتی اگر از نوشیدن خون انسان به عنوان یک خانواده صرف نظر کرده باشند.
  40. LOL ، ادوارد نمی خوابد. همیشه.
  41. ادوارد بلا را در حال بالا رفتن از درختان خارج از خانه اش می گیرد ، که صادقانه به نظر می رسد یک تاریخ بسیار سرگرم کننده باشد.
  42. وای خدا ، فراموش کردم که او یک آدم شیادی پیانو هم هست.
  43. “او چیست؟ شوخی ایندی؟ ” مادر بلا وقتی به او می گوید پسری را دوست دارد می پرسد. آه ، 2008
  44. اوه مسیح ، ادوارد بلا را تماشا می کند خواب بدون اطلاع و رضایت او من می دانم که هر فمینیستی در مورد چگونگی مشکل بودن ماهیت رابطه خود سر و کله زده است ، اما لعنت ، واقعاً خیلی بد است.
  45. جدی ، دختران در اینجا قرار است چه چیزهایی را درونی کنند؟ “خوب باش و خون خوشبویی داشته باش تا انسان براق بخواهد تو را بکشد”؟
  46. مجموعه خیره کننده کریستین استوارت در این فیلم قلب مدرسه راهنمایی من را آزار می دهد.
  47. این صحنه بیس بال است ، کودک! نمادین! درخشان!
  48. چرا من هرگز به گروهی از دوستانم دعوت نکرده ام که برای هالووین در لباس بیس بال خود کالن باشند؟
  49. اوه ، خون آشام های قاتل رقیب برای از بین بردن سرگرمی ظاهر می شوند. آنها بلا ، که بوی مطبوعی دارد ، بو می کنند و تهدید می کنند رایحه او را ردیابی می کنند.
  50. روزالی نمی خواهد کمک کند تا خون آشام های بد را از مسیر خارج کند ، اما دکتر کالن با سخت گیری به او می گوید که بلا “اکنون خانواده است”.
  51. مونتاژ تعقیب و گریز! راستش ، آیا آنها می توانند فقط دوباره بیس بال بازی کنند؟
  52. هر وقت آنها در مورد “ردیاب” صحبت می کنند ، من یک Domino’s Pizza Tracker را تصویر می کنم ، که باعث می شود من پیتزا بخواهم.
  53. فراموش کردم آلیس روانی است ، LOL.
  54. جیمز (شماره 1 خون آشام بد) بلا را تسخیر می کند ، و او در بیمارستان با مادرش از خواب بیدار می شود. او پای خود را شکست و خون زیادی از دست داد ، اما در غیر این صورت مشکلی ندارد.
  55. زمان تحویل! آه ، برای اینکه با یک خون آشام در حالی که یک گچ پا پوشیده اید ، به مهمانی شب بروید.
  56. بلا و ادوارد مانند انسانهای کوچک معمولی در محوطه مهمانی بازی می کنند ، اما هنوز هم خطر خون آشام بد وجود دارد. به بعدی!

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>