Ella Hunt در Dickinson Season 2، Masking Sue’s Grief and Playing Emily’s Muse

هیچ چیز متعارفی وجود ندارد دیکینسون، سری Apple TV + که جهان را دراماتیک می کند و کارهای امیلی دیکینسون (هایلی استاینفلد) را به مدت 30 دقیقه در سایت کمدی سریال در حالی که فصل 1 مرزهای خیالی و واقعیت را به آرامی محو کرد (صدای جیسون مانتوزوکاس زنبور عسل به دیدار شاعر می رود در هنگام خم شدن ناشی از تریاک ؛ امیلی تصور می کند پس از یک مبارزه شرورانه با پدرش فرار به سیرک) ، از دیدارهای منظم با یک جلوه شبح معروف “هیچکس” دیکینسون به یک قلب توأم با معمار پارک مرکزی فردریک لاو اولمستد (تیموتی سیمونز).

همه اینها با سفر به اپرا در اپیزود 6 به اوج خود می رسد ، که نشان دهنده یک مرحله عاطفی برای شاعر است: از یک طرف ، او توسط سردبیر خود ، سام بولز (فین جونز) ، برای پیشرفتهای عاشقانه درک شده مورد تحقیر قرار گرفته است (او فقط احساس بیش از حد می بینی!)؛ از طرف دیگر ، او تصور می کند که معشوق و خواهر همسر خود سو (الا هانت) در حال خواندن آواز است شعر او “تقسیم لارک” روی صحنه

این محتوا از YouTube وارد شده است. شما ممکن است بتوانید همان مطالب را در قالب دیگری پیدا کنید ، یا ممکن است بتوانید اطلاعات بیشتری را در وب سایت آنها پیدا کنید.

“من واقعاً سعی می کردم نسخه ای از یک هیجان روانی بنویسم ،” دیکینسون آلنا اسمیت ، خالق این قسمت را با عنوان “Spark the Lark” به ELLE.com می گوید. “یک حس از زاویه ها و سطوح در زیر یکدیگر بلغزانند و هیچ کس کاملاً نمی داند که دیگران چه فکر می کنند یا چه احساسی دارند – و مخاطب هم نمی داند.”

وقتی صحبت از تفسیر اسمیت از امیلی می شود ، این یک اثر بی ثبات کننده است. او نمی تواند احساسات هنری و هنری را طلاق دهد ، بنابراین حتی کبودی هایی مانند طرد شدن بولز می تواند در نوعی خلسه خلاق ظاهر شود. در حالی که شخصیت دیگری به ناامیدی فرو می رود ، امیلی به زودی حواس او را پرت می کند و تحت تأثیر هنری که در زمان واقعی شاهد آن است ، غلبه می کند – به حدی که باعث می شود سو ، بزرگترین موز او ، و انجام کارهای خودش را توهم کند.

برای هانت ، این اپیزود فرصتی را فراهم آورد تا مهارت های آواز خواندن خود را در حالی که نسخه Sue Emily را در ذهن خود متمرکز می کند ، انعطاف دهد. “لذت بردن از آزادی که سکانس های سورئال امیلی به ما می دهد ، انجام کاری که باعث تحریک آن می شد بسیار هیجان انگیز بود [the real] سو هرگز این کار را نمی کرد. “ایستادن در آن لباس طلای باورنکردنی و آواز خواندن و نگاه کردن به چشمان هایلی فوق العاده ترین تجربه تیراندازی بود.”

این یک مکمل سعادتمندانه در فصلی است که در نبردهای خصوصی غوطه ور است. در حالی که امیلی با چشم انداز شهرت و ثروت جنگ می کند ، سو با برگزاری پر زرق و برق ترین مهمانی های این شهرستان ، عذاب سقط جنین را پوشانده است. برای اولین بار در روابط خود ، این دو زن قادر به دادن دقیقاً دیگری نیستند که مورد نیاز او است و یک فاصله تهدید می کند که آنها را برای همیشه در بر بگیرد.

در زیر ، هانت در مورد تغییر شکل سو برای فصل 2 ، غم و اندوهی که شخصیت او با خود دارد ، و اینکه چرا امیلی همیشه بازی آخر سو بوده است ، به ELLE.com باز می شود.

سال گذشته به من گفتید که سو در فصل 2 شخص کاملا متفاوتی خواهد بود. آیا می توانید از طریق تبدیل شدن به “تأثیرگذار سو” و اینکه چگونه برای آن آماده شدید صحبت کنید؟

من هنگام ورود به فصل 1 فهمیدم كه Sue of the history تاریخ این میزبان معروف بدنام است. این یک چیز عجیب و غریب بود ، در واقع ، تیراندازی در فصل 1 و بازی این سو بسیار زمین گیر ، رنجور و عزادار ، وقتی فهمیدم که ، در یک زمان ، ما قصد داریم به این میزبان افسانه ای او پی ببریم. او مانند دختری است که در مدرسه می شناختید و برای تابستان به عنوان این بچه بچه ساکت و آرام به خانه رفت و در سپتامبر به عنوان ملکه زنبور عسل با بهترین لباس و بیشترین پول برمی گردد.

من در مورد چگونگی انتقال سو در درک اینکه چرا او چنین کاری انجام می دهد ، گفتگوهای زیادی با النا داشتم: آنچه را که او پشت سر گذاشته است و عزاداری که در گذشته تجربه کرده است ، همراه با سقط جنین ، بر او تأثیر می گذارد. من فکر می کنم به روشی که او در این فصل از Sue نوشت ، مخاطبان پنجره های زیادی به لحظه های درد سو دارند و سعی در پنهان کردنش و فشار دادن آن به زیر مهمانی ها ، لباس ها و خانه دارند.

از فصل 1 تاپیکی آوردید؟

اوه ، مطمئنا من و هایلی در مورد یافتن لحظاتی در فصل بسیار صحبت کردیم ، به خصوص در قسمت اول و در برخی از قسمت های بعدی ، جایی که شاهد بیرون آمدن سو اصلی هستیم. و واقعاً ، امیلی خود واقعی سو را به نمایش می گذارد. من عاشق ویرایش هستم ، یک قسمت در قسمت 1 وجود دارد که سو در آینه به خودش نگاه می کند. مثل اینکه او تقریبا خودش را تشخیص نمی دهد. نفس عمیقی می کشد و لبخند را بر لب می نشاند.

و یک قسمت با آستین در قسمت 4 وجود دارد که او وارد می شود و به او می گوید که دوقلوها قصد دارند با آنها زندگی کنند. او وقتی در اتاق است بسیار سرد و شرورانه با او رفتار می کند ، اما هر لحظه که او بیرون است ، او در یک توپ پیچ می خورد و ما این لحظه را می بینیم که چقدر آسیب پذیر است و او چگونه است. من فکر می کنم آلنا واقعاً ، واقعاً داستان را با دقت نوشت و ویرایش کرد ، بنابراین ما دائماً یادآوری می کنیم که سو قدیمی آنجاست.

“امیلی خود واقعی سو را بیرون می کشد.”

چیزی که می خواستید بین فصل های 1 و 2 بیان کنید چه بود؟

چیزی که من هر روز صبح بیشتر فکر می کردم این بود ، چگونه می توانم مخاطب را درک کنم که چرا سو همان شکلی است که دارد؟ چگونه می توانم گذشته و سختی زندگی او و چقدر منزوی او را یادآوری کنم؟ تنهایی در میان جمعیت در این فصل بخش عظیمی از سو است و در واقع این چیزی است که من تاکنون نتوانسته ام درباره آن زیاد صحبت کنم زیرا اجازه صحبت در مورد سقط جنین را ندارم. این یک اسپویلر بود. اما حالا که اپیزود تمام شد ، می توانم.

یکی از نکات قابل توجه و ناراحت کننده در مورد سقط جنین این است که آنها مواردی هستند که زنان عموماً بی صدا از آن عبور می کنند. این اخیراً بسیار باورنکردنی بوده است ، با دیدن اینکه چگونه زنان در میان مردم مانند Meghan Markle و Chrissy Teigen به طور عمومی در مورد تجربیات خود صحبت کرده اند. با شلیک به این قوس سو ، برای من شگفت انگیز بود که با چند زن در محل کار و خانواده ام که سقط جنین کرده اند با آنها گفتگو کرده ام. آنها واقعاً چیزی نیستند که ما خیلی راجع به آنها صحبت کنیم. من تصور این داستان از زنی را که به شدت غصه خورده است به عنوان یک مسئولیت بزرگ پذیرفتم.

در نمایش ، سو همیشه به عنوان خودش و هم به عنوان تصویری از كمال در تصورات امیلی وجود داشته است. چگونه هنگام اجرای آن دو شخصیت را جدا می کنید؟

غالباً ، قبل از اینکه صحنه ای را که در تخیل امیلی اتفاق می افتد ، بگیرد ، با هایلی و آلنا در مورد آنچه دوست دارند از سو ببینند گفتگو می کنم ، زیرا در پایان روز ، امیلی تصور می کند سو از هیلی است. بنابراین من اغلب با س questionsالاتی درباره این سوال که “فکر می کنید امیلی چگونه سو را اینجا تصور می کند؟” حضور در یک مجموعه مشترک ، بسیار جالب است. و سو در شعر امیلی نیز هست ، بنابراین یافتن سو شعر امیلی ، شکایت تاریخ و شکایت تخیل آلنا – در بسیاری از سطوح قابل اجرا است. من هرگز برای یک لحظه خسته نمی شوم دیکینسون تنظیم.

و عواقبی که در این فصل بین امیلی و سو اتفاق می افتد … سو مسئول قسمت عمده ای از آن است ، اما انتظارات امیلی نیز از او است. امیلی چنان در تلاش شخصی خود جسور است که می خواهد به عنوان یک هنرمند و به عنوان یک انسان برای خودش بخواهد ، که گاهی اوقات دردی را که سو برای سرکوب آن تلاش می کند فراموش می کند. او می تواند از این طریق خودخواه باشد. هر دو از دیدگاه خودخواهانه به رابطه خود می رسند.

dickinson فصل 2

الا هانت و هایلی استاینفلد در دیکینسون فصل 2 قسمت 6 ، “تقسیم لارک”.

سیب

چه اتفاقی بین سو ، امیلی و سام بولز می افتد؟ می توانیم ببینیم که سو واقعاً می خواهد امیلی به عنوان یک خلاق محقق شود ، و از نظر او ، این به معنای انتشار کارهای او زیر این سردبیر اصلی است. اما آیا سو نیز خودفروخته است؟ آیا او می خواهد چیزی را ثابت کند؟ این مثلث برای شما چه بود؟

از نظر سو که امیلی را به سمت سام سوق می دهد ، به نظر من بخشی از سو وجود دارد که واقعاً معتقد است امیلی باید آن را منتشر کند. او فکر می کند شعرهای امیلی فوق العاده است و می خواهد آن را در جهان ببیند ، و نمی تواند درک کند که چرا امیلی چنین چیزی را نمی خواهد. خصوصاً به این دلیل که در فصل اول ، امیلی به نوعی از ایده چاپ آثار خود بسیار هیجان زده است بدون اینکه واقعاً بیشتر در مورد تأثیری که می تواند روی او به عنوان یک هنرمند بگذارد ، فکر کند – زیرا او در حال مبارزه با پدر سالاری و انتظارات پدرش از او است. اما من همچنین فکر می کنم سو می خواهد هر چیزی را که به او فکر می کند یا احساس عمیق می کند ، دور کند. و شعرهای امیلی واقعاً کانون آن شعر است. این تنها خواننده امیلی یک مسئولیت بزرگ است و یک سو وقتی از ابتدای فصل 2 با او ملاقات می کنیم احساس نمی کند از نظر احساسی توانایی اداره کردن را داشته باشد.

و فکر می کنم علاقه شخصی او به سام از جایی ناشی می شود [how] زنان قدرت کمی داشتند. اجتماع بودن نوعی قدرت بود ، راهی برای وی بود تا تحریکات فکری را که در زندگی اش آرزومند بود و راهی برای فرار ، نه تنها از درد سقط جنین و از شعر شعر امیلی ، بلکه از طریق یک ازدواج بسیار ناخوشایند با آستین. من دوست داشتنی تحقیق برای این فصل در دهه 1700 ، این سالن های پاریس وجود داشت ، آنها خود را صدا می زدند ، و آنها زنان بسیار ثروتمندی در ازدواج های ناراضی بودند که این سالن ها را پرتاب می کردند. آنها مجبور شدند لیست مهمانان را انتخاب کنند. آنها نکات صحبت را انتخاب می کردند ، مکالمه را کنترل می کردند و میان مردان واسطه می شدند. این فقط نوعی تحریک فکری نبود. همچنین این قدرت سیاسی بود که آنها نداشتند زیرا نمی توانستند رأی دهند ، اما می توانستند این مردان را دور هم جمع کنند و مکالمه کنند. این یک شکل باورنکردنی از قدرت در درون یک ساختار اجتماعی است که در غیر این صورت جایی برای زنان باقی نمی گذارد. سو به سام علاقه مند است زیرا او مهمانی های او را مرور می کند و در روزنامه اش درباره او می نویسد ، قدرت بیشتری را به او می دهد که در غیر اینصورت نمی خواست.

خرابی سو و آستین را در این فصل کجا می بینید؟

آدریان در مورد این موضوع بسیار زیبا صحبت می کند ، به طوری که فشار مردانگی سمی این محیط را ایجاد می کند که برای آستین بسیار سخت است که احساس نکند مجبور است جعبه های خانه بزرگ ، کودک ، بهترین کار را تیک بزند. او در برابر این است که هم می خواهد نوع دیگری از انسان باشد اما هم فشار این انتظارات را احساس می کند.

این یک گفتگوی فوق العاده مرتبط برای زوج ها است ، همانند گذشته: او به جایی می رسد که متوجه می شود میکند می خواهم بچه دار شوم طلاق چیزی نیست که در آن دوران وجود داشته باشد. آنها با هم گیر کرده اند. بنابراین آستین در تلاش است تا روش ظریفی برای آوردن کودکان به خانه پیدا کند و سو ، چون درد ناشی از سقط جنین را اعلام نکرده است ، آستین را در مکانی رها می کند که دلیل این موضوع را سرد نمی کند. اگر آنها فقط می توانستند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و با یکدیگر صادق باشند ، در وضعیتی که قرار دارند نخواهند بود. اما در قلب آن ، آستین و سو هرگز نمی توانند با یکدیگر صادق باشند به روشی که امیلی و سو هستند.

این محتوا توسط شخص ثالث ایجاد و نگهداری می شود و برای کمک به کاربران در ارائه آدرس های ایمیل خود ، در این صفحه وارد می شود. شما می توانید اطلاعات بیشتری در مورد این و محتوای مشابه در piano.io پیدا کنید

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>