My Perfect، Platonic Lockdown Romance

داستان های عاشقانه مجموعه ای درباره عشق در تمام اشکال آن است که هر روز تا روز ولنتاین یک مقاله جدید می آید.


سال گذشته ، این بار ، در زندگی مجردی بسیار خوشحال شدم. من تصمیم گرفتم که برای سال 2020 ، من اولویت کار را قرار می دادم ، بخشی از این واقعیت است که من هنوز هم زخم هایم را از رابطه ای که سال قبل به پایان رسیده بود لیس می زدم. من خیلی راجع به آن صحبت نمی کردم ، چیزی که به عنوان عارضه جانبی انگلیس بودن آن را منطقی کردم. ارتباطات عاطفی دقیقاً نقطه قوت ما نیست. زندگی اجتماعی من بیشتر در حول و حوش دیدن تعداد معدودی از دوستان همراه برای شام و یک فیلم سینمایی هرچند وقت یکبار چرخیده بود. نکته اطمینان بخشی وجود داشت: احساس اینکه می توانم یک شب به مدار واحد خانواده بروم و به همین راحتی دوباره از آنجا خارج می شوم.

سپس ، در پایان ماه مارس ، لندن وارد اولین قفل خود شد. چندی نگذشته بود که همین دوستان چند هفته جلوتر و رزرو برنامه های سفر Netflix را برای هر شب شروع کردند. هر کس برای خودش بود – به طور قابل فهم اینطور است – گرچه ناگهان ، درست همانطور که من در ریتم زندگی مجردی تازه پیدا شده ام قرار گرفتم ، اما این جلوه خود را از دست داد.

به طور غریزی ، بیشتر با دوستان مجردم شروع به صحبت کردم ، یکی از آنها به عنوان محرمانه بعید ظاهر شد. من اولین بار او را از طریق کار ملاقات کردم ، چند سال قبل از طریق Instagram DM عجیب و غریب چت کردم ، کمی شایعات را در اینجا به اشتراک گذاشتم ، یک الگوی رفتاری آنجا. اما در روزهای ابتدایی قفل ، مکالمه ما به WhatsApp منتقل شد و کمی عمیق تر شروع به کار کرد ، به خصوص که فاش کردیم هر دو در تلاشیم خودمان از آن کابوس یک ساله عبور کنیم. در عرض چند هفته ، به او چیزهایی در مورد خودم گفته بودم که خیلی احساس عصبی کرده ام و نمی توانم با همسر سابقم شریک شوم تا اینکه ماهها بود که یکدیگر را دیده ایم. و این خیالی آسوده بود ، بدون این که نگران باشم من در هر ساعتی از روز با بیهوده ترین پیامک نوشتن به او برای همسر او آزار می دهم ، اخبار اعلان باعث اختلال در فیلم های شبانه آنها می شود. شاید او نیز همین افکار را داشته باشد و بخواهد آنها را با من به اشتراک بگذارد؟

معلوم شد که او کرده است. طی نه ماه گذشته ، گفتگوهای ما تقریباً به هم زنی تقریباً ثابت تبدیل شده است. ما هر روز صبح احساس خود را به روز می کنیم. ما لیست های پخش Spotify را به اشتراک می گذاریم. هر زمان که یکی از ما مخصوصاً وقت سختی را پشت سر می گذارد ، شماره گیری می کنیم. این یک رفت و برگشت بسیار آسان است و من واقعاً می توانم آن را با مبادلات روان و روان که با شرکای قبلی ام داشته ام مقایسه کنم.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>